گزیده ای از ضرب المثل های شالی :
در این بخش بنا دارم در جهت پاسداشت زبان «تاتی»، به گردآوری و ارایه برخی از ضرب المثل های شیرین و نغز «تاتی» بپردازم. یادآور می شوم که این ضرب المثل ها دارای معانی و موارد استفاده خاص بوده و در پس بسیاری از آنها، حکایت و داستان شیرینی نهفته است که امیدوارم در آینده نزدیک بتوانم به بیان پاره ای از آنها بپردازم. در این باره دست یاری به سوی همه شما عزیزان دراز نموده و تقاضا دارم، چنانچه مقاله پژوهشی یا ادبی، شعر، داستان، ضرب المثل، پژوهش و هر نوع مطلب دیگری در باره «تاتی» دارید، ما و دیگردوستداران «تات» را از آن بهره مند فرمایید. خود را متعهد می دانم با رعایت امانت آنها به نام ارسال کننده درج نمایم.
یادآور می شوم، ضرب المثل های زیر به زبان « تاتی شال» می باشد.
1- وَیَه مَردنینه بیه، خُسور ای گَلِندومیه. ( عروس مُردنی بود، مرگش گردن پدر شوهر افتاد).
2- انگوره، انگوره مینه لَک اومیگره؛ همسا، همس ای مینه پند اومیگره.(انگور به انگور نگاه می کنه، می رسه؛ همسایه به همسایه نگاه می کنه، پند می گیره).
3- دُه پَر بی، همس ای سیر. (در دِه فراوانی باشه، همسایه ها سیر باشن).
4- غلاغِ جیلی اَبرارد، سیره لقمه ایش نِخورد. ( کلاغ از وقتی جوجه دار شد، لقمه سیر نخورد).
5- تِتی خوندِ کِیو عروسی، پوری خوندِ کِیو خبری نی. (در خونه دختر عروسیه، اما در خونه پسر خبری نیست).
6- آدُنیی اش جه دُنیی اش تایی. (اون دنیاش هم مثل همین دنیاش می مونه).
7- وا اِشته، شنی چِمِن دی. (باد مال تو باشه، شنه را به من بده).
8- لُیاسَ وازی اَبر مار. (مثل روباه حیله نکن).
9- دَلَه بِزه همیشه مو دومویه. (بز دَله همیشه در دام است).
10-کِلمه درختو اَبرمه. (کرم از خود درخت بیرون میاد).
11- بِراَ بِراَی رتّو مِنِکُشنده. (برادر را به جای برادر نمی کشند).
12-مَمون مِنِتونه ممونِ بینی، کیه خوند دونو. (مهمون نمی تونه مهمون را ببینه، صاحبخونه هردو را).
13-هواَی میکایی وهار هوا. (حال هوات مثل هوای بهاره).
14- زِمسون تمونا می بِه، ذغالِ دیم سیاه میمی نی. ( زمستان به پایان می رسه، روسیاهی برای ذغال می مونه).
15- چِمِن سر داوو گَپ مَزن.( موقعی که من رو شانس هستم تو حرف نزن).کنایه از این که بی موقع حرف نزن.
16- گَپ‘ گپ ماره.(حرف، حرف میآورد).
17- بِزَه فکرِ کُشتِ یَه، قصاب فکرِ پی.( بُز در فکر کشته شدنه، اما قصاب در فکر اینکه چربی شکم اونا چه جوری در بیاره).کنایه از اینکه یک نفر در فکر نجات خود از مشکل است و دیگری به دنبال اینکه از وضع پیش آمده بیشترین سود را ببرد.
18-تَریت یو دوولَمه یَکّی ییندَه.( تِلیت و دوولمه یکی هستند). کنایه از این که معنای دو واژه یا نتیجه دو کار یا دو روش یکی خواهد بود.
19-اگرپولی دَرده بی، شاهِ سر سِبیلو تالاره میزنی.(پول داشته باشی روی سبیل شاه تالار میسازی). کنایه از اینکه اگرپولدار باشی هر کار سختی را میتوانی انجام بدهی.
20-دَس دَسه می شوره، آ دَس آمیگرده دیمه می شوره(دست، دست را می شوید.اون دست بر می گردد صورت را می شوید ). کنایه از حمایت وهمیاری همنوعان با یکدیگر است.
به کوشش : جعفر یعقوبی