گفتگوی حسین محمدرضایی با سایت خبری صبح قزوین

download (4)

حسین محمدرضایی مدیر انجمن نویسندگان

و خبرنگاران دفاع مقدس قم اظهار کرد:

بالندگی در عرصه دفاع مقدس باید به صورت عملیاتی صورت گیرد

 

 

ادامه نوشته

چیستان و معماهای آموزشی

قبل از مشاهده جواب معماها خودتان به پرسش ها پاسخ دهید اگر ندانستید به سراغ پرسش بعدی بروید .

1 . شکارچی تیری شلیک کرد و کبوتری را مورد هدف قرار داد . آیا خوردن جوجه شکم او حلال است یا خیر ؟

2 . به مناسبت جشن تولد آقا رضای 7 ساله ، هفت شمع روی کیک گذاشتند . آقا رضا با فوت کردن شمع ها موفق شد 4شمع را خاموش کند . حال شما بگوئید که چند شمع روی کیک باقی می ماند ؟

3 . اول دقت کنید ، بعد جواب دهید .

یک روز دو نفر دزد به خانه کسی می روند . موقع ورود کلاه هایشان را روی چوب رختی می گذارند در همین حال برق می رود و صاحبخانه هم از راه می رسد ، دزدها چطوری کلاه هایشان را بدون آنکه اشتباه کنند بر می دارند ؟


4 . ده و ده ، بیست نمی شود. پنجاه تا به آن اضافه کنیم ، یازده خواهد شد . آن چیست ؟

5 . شخصی از مسیری عبور می کرد ، پلیس از وی پرسید شما برادر دارید ؟ گفت : خیر ، شخص دیگری آمد ، پلیس از وی پرسید : شما برادر دارید ؟ گفت : همین جلویی بود که رفت . چگونه ممکن است در حالی که اولی گفت برادر ندارم ؟

6 . شخصی وارد اتاق سردی شد. او فقط یک چوب کبریت به همراه داشت ، در آن اتاق یک بخاری نفتی ، یک چراغ نفتی و یک اجاق و مقداری چوب بود . برای ایجاد حداکثر حرارت باید ابتدا کدامیک را روشن کند ؟

7 . آن چه کلمه ای است که باسوادترین آدمها نیز آنرا غلط می نویسند ؟

8 . پدر و پسری از جاده ای می رفتند . بر اثر تصادف ماشین ، پدر و پسر مجروح می شوند . پسر را به بخش کودکان می برند ، دکتر نزدیک تخت کودک آمد و گفت : عجب ! اینکه پسر من است . چطور ممکن است هم پسر آن مرد باشد و هم پسر این دکتر !؟

9. آن چیست که در رشت اول ، در ورامین دوم و در تهران سوم است ؟

10 . سیاه هست ولی زاغ نیست پرنده است ولی کلاغ نیست ؟


11 . آن چیست که در آب هم بیفتد خیس نمی شود ؟


12 . غذای مخصوص ایرانیان در روز قدس چیست ؟


13 . آن چیست که در گوش و چشم هست ولی در دهان نیست ؟


14. به چهارمین روز هفته چهارشنبه بگویند صحیح است یا چارشنبه ؟

15.مردی از اهواز تا تهران با ماشین خودش مسافرت کرد ، بدون اینکه یک قطره بنزین مصرف کند چگونه ممکن است؟

16.حسنی املاء داشت. همه را غلط نوشت ولی 20 گرفت. چطور ممکن است ؟

کدامیک از دو جمله زیر صحیح تر است ؟(است یا هست ؟ )

زرده تخم مرغ سفید است ؟

زرده تخم مرغ سفید هست ؟


17. ده و ده ، بیست نمی شود. پنجاه تا به آن اضافه کنیم ، یازده خواهد شد . آن چیست ؟

جواب ها در ادامه ی مطلب


ادامه نوشته

آیا تلفن همراه مانع تحصیل دانش آموزان می شود؟

تحلیلگران ژاپنی میزان تاثیرات تلفن همراه را برتحصیل دانش آموزان مورد بررسی قرار داده اند و معتقدند که این ابزار ارتباطی تاثیرات مثبت و منفی مختلفی بر روند تحصیلی افراد دارد.


آیا تلفن همراه مانع تحصیل دانش آموزان می شود؟

بررسی ها نشان داده است که تلفن همراه تنها تاثیرات منفی روی تحصیل دانش آموزان ندارد و در برخی موارد به آموزش آنها کمک می کند.

نکته مهم و قابل توجه این است که تاثیرات منفی تلفن همراه از نکات مثبت آن در آموزش دانش آموزان بیشتر است.

به عبارت دیگر چون نمی توان به طور کامل استفاده دانش آموزان از تلفن همراه را کنترل و سازمان دهی کرد، اثرات سوء آن نکات مثبت را خنثی می کند.

در برخی موارد در دبیرستان ها تلفن همراه را به عنوان یک وسیله کمک آموزشی مورد استفاده قرار داده و سوالات و تست های مختلف را از طریق سرویس های گوناگون در اختیار دانش آموزان قرار می دهند و حتی برخی آزمون ها نیز از طریق تلفن همراه گرفته می شود.

با وجود این ،مسئله ای که در حال حاضر بسیار شایع است استفاده های غیر اخلاقی دانش آموزان مبنی بر گرفتن عکس های نادرست و به اشتراک گذاشتن آن در کلاس های درسی می باشد و چون کنترل قطعی این اعمال توسط والدین و مسوولان آموزشی تقریبا غیر ممکن است، مربیان و اولیا مدارس از خیر منفعت های آموزشی تلفن همراه گذشته و آن را ممنوع کردند.

استفاده از تلفن همراه مثل چاقو است که به کار گرفتن آن هم می تواند در موارد صحیح باشد و به حیات آدمی کمک کند و هم می تواند جان آدمی را بگیرد.

متاسفانه به دلایل مختلف در گروههای سنی نوجوانان و جوانان استفاده صحیح از این وسیله ارتباطی جا نیافتاده است و علاوه بر موارد غیر اخلاقی استفاده بیش از حد از تلفن همراه در کلاس درس موجب بر هم خوردن تمرکز دانش آموزان و افت تحصیلی آنها می شود.

در حال حاضر بسیاری از دولت ها استفاده از تلفن همراه را برای دانش آموزان در مدارس و محیط های آموزشی ممنوع کرده اند.

پلیس هند اعلام کرد، با تصویب قانون ممنوعیت استفاده از تلفن همراه در مدارس ، 12 تیم پلیس برای نظارت و کنترل چگونگی استفاده دانش آموزان از موبایل تشکیل شد.

"کاران سینها" یکی از مقامات پلیس هند در مورد دانش آموزانی که از دوربین های تلفن همراه استفاده غیر مجاز می کنند، هشدار داد و گفت : دولت، قانون ممنوعیت استفاده از تلفن همراه را بدون محدودیت سنی برای دانش آموزان به تصویب رسانده است.

چو بیمار از شفا سرمست گردد - طبیب از فرط شادی مست گردد


اس ام اس های جدید تبریک روز پزشک شهریور 91

پزشکان ضامن سلامت جامعه ، امنیـت روحی بیماران و فرشتگان


نجاتی هستند که درد جسم را با روح بلندشان در سایه لطف الهی

 

التیام می بخشند.

 
یکم شهریور ماه سالروز ولادت بزرگ دانشمند و طبیب برجسته


 

و نامدار ایرانی شیخ الرئیس ابوعلی سینا و روز پزشک

 

برجامعه پزشکی و تمامی پزشکان متعهد کشور، مبارک باد ...

نظرات فقهی کمتر شنیده شده از رهبر انقلاب

نظرات فقهی کمتر شنیده شده از رهبر انقلاب

نظرات فقهی کمتر شنیده شده از رهبر انقلاب

لطفاً به ادامه ی مطلب بروید

ادامه نوشته

ای اشک ها جاری شوید

كشتۀ اشک‌ها

امام حسين (عليه‌ السلام):


أنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ, لا يَذكُرُنِي مُؤمِنٌ إلَّا اسْتَعبَرَ.


من کشتۀ اشکم و هیچ مؤمنی


مرا یاد نمی‌‌کند مگر آن‌که


اشک‌هایش جاری می‌شود

I am the murdered of tears, so whenever a

believer mentions me

he sheds tears



أمالی الصدوق، ص 137

قابل توجه مسئولین ورزش شال

ورزش شهر شال به کجا میرود ؟

روزگاری ورزشکاران شال

در شهرستان بویین زهرا آقایی می کردند اما حالا ... ؟!

 

صعود تیم فوتبال شهرداری ارداق به مسابقات استانی

صعود تيم فوتبال شهرداري ارداق به مسابقات استاني

 

شهردار ارداق گفت : یقین داریم باتوجه به توان و انگیزه بالای که مربیان و بازیکنان تیم شهرداری ارداق دارند در مسابقات استان قزوین نیز نتایج بسیار در خشانی را کسب خواهند نمود

به گزارش ولی ا… حسین زاده خبرنگار بوئین نیوز ، در جریان برگزاری مسابقات فوتبال رده نوجوانان شهرستان بویین زهرا تیم فوتبال شهرداری ارداق با پشت سر گذاشتن حریفان با اقتدار قهرمان این دوره از مسابقات گردید و به عنوان نماینده شهرستان بویین زهرا به مسابقات فوتبال استان قزوین راه پیدا کرد.

تیم فوتبال شهرداری ارداق در این دوره از مسابقات با در خشش بازیکنان نوجوانان خود و با غلبه بر تیمهای مطرح شهرستان بویین زهرا از جمله تیم های پیشگامان و طلایه داران بوئین زهرا و امیر آباد موفق به صعود به دسته بالاتر گردید.

مهندس اسماعیل کبیری شهردار موفق و ورزش دوست ارداق در خصوص موفقیت تیم شهرداری ارداق به خبرنگار ما گفت : شهرداری ارداق در کنار توجه به امور عمرانی و آبادانی شهر از امور فرهنگی و ورزشی نیز غافل نبوده و درطول سال حمایت های لازم را از برنامهای ورزشی و فرهنگی داشته است.

وی ادامه داد : شهرداری ارداق با توجه به استعداد و ظرفیت های خوبی که ورزشکاران شهر ارداق در رشته های مختلف دارند حمایت جدی و لازم را از فعالیت ورزشکاران با تشکیل تیم های کشتی و فوتبال به عمل آورده است.

شهردار ارداق خاطرنشان کرد : شهرداری ارداق با توجه به علاقمندی جوانان این شهر و استعداهای بلقوه ای که جوانان شهر در رشته فوتبال دارند اقدام به تشکیل تیم فوتبال نوجوان نموده است.

کبیری تصریح کرد : شهرداری ارداق در حد توان بستر و امکانات لازم را جهت فعالیت تیم فوتبال نوجوان و کشتی فراهم نمود و این تیم ها نیز با هدایت مربیان و بازیکنان خود در مدتی که تشکیل گردید ه اند موفقیت های بسیار خوبی را در مسابقات مختلف کسب نموده است.

وی راهیابی تیم نوجوانان شهرداری ارداق به مسابقات استانی به نمایندگی از شهرستان بویین زهرا را یک افتخار بزرگ برای فوتبالیستهای نوجوان شهر ارداق ذکر نمود و تاکید کرد : در مرحله استانی نیز شهرداری از این تیم حمایت لازم را خواهد داشت و یقین داریم باتوجه به توان و انگیزه بالای که مربیان و بازیکنان تیم شهرداری ارداق دارند در مسابقات استان قزوین نیز نتایج بسیار در خشانی را کسب خواهند نمود.

شهردار ارداق در پایان گفت : لازم می دانم از کلیه دست اندار کاران تیم بویژه سرپرست ، مربیان و بازیکنان تیم که این موفقیت بزرگ را برای شهر ارداق به ارمغان اوردند نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشم.

آیا کسی پاسخگو هست ؟

حرفی از آن هزاران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

به بهانه ی رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها

ويژه نامه اي به مناسبت
رحلت حضرت خدیجه کبری سلام علیها


زیارتنامه حضرت خدیجه کبری (س)

السلام علیک یا زوجة سیدالمرسلین
السلام علیک یا اُم فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین
السلام علیک یا اول المومنات
السلام علیک یا من انفقت مالها
فی نصرة سیده الانبیا نصرته ما استطاعت و دافعت عنه الاعدا

السلام علیک یا من سلم علیها جبرائیل و بلغها
السلام من الله الجلیل فهینا لک بما اولاک الله من فضل
والسلام علیک و رحمة الله و برکاته


دهمین روز از ماه رمضان سال دهم بعثت ‏(3 سال قبل از هجرت) می گذشت که واقعه ای رخ داد؛ در هنگامه ای که مسلمانان در شعب ابی طالب در محاصره بودند و وجود حضرت خدیجه کبری تسلای خاطری برای رسول گرامی اسلام در آن وضعیت سخت و طاقت فرسا بود.
آری! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یار دیرینه خود را از دست داد.


چون حضرت خدیجه بانوى فداکار و همسر بى نهایت مهربان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) در سن شصت و پنج‏سالگى از دنیا رفت ، پیامبر (ص) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپردند . حزن در گذشت او پیامبر (ص) را بسیار محزون ساخت به همین دلیل آن حضرت سال در گذشت‏حضرت خدیجه را عام الحزن‏ - سال اندوه - نام نهاد. از ثروت بسیار حضرت خدیجه همسر بى‏همتاى پیامبر (ص) اسلام رونق یافت .


حضرت خدیجه س در حالی به همسری محمد ابن عبدالله در آمد که از ثروت و شهرت خاصی در عربستان برخوردار بود و خواهان زیادی از میان ثروتمندان قریش داشت . در این دوره زمانی حضرت محمد (ص) هنوز به رسالت برانگیخته نشده بود واز ثروت و مکنت نیز برخوردار نبود . ایشان در این زمان تحت سر پرستی جد بزرگوارشان حضرت عبد المطلب زندگی می کردند و شهرتی مگر در راستکاری و امانت داری نداشت اما حضرت خدیجه س او را بر گزید و پس از رسالت آن حضرت نه تنها تمام سختی ها را به جان خرید و سرمایه خویش را برای هدف شگفت رسول الله (ص) خرج کرد بلکه اولین زنی است که به پیامبر اسلام ایمان آورد.

 

معرفي حضرت خديجه

پدر: خو يلد بن عبد الغري بن قُصَي بن كلاب است.

مادر: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.

تولد: سال 68 پيش از هجرت
فرزندان: قاسم، عبدا...، زينب، ام كلثوم، فاطمه و رقيه مي باشند.
لقب: طاهره
وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.

پيغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) ناميده شده است و خديجه به هنگام وفات 65 سال داشت.


در هنگام ازدواج با پيغمبر(ص) عمر شريف آن حضرت 25 سال و عمر خديجه 40 سال بود. ثروتش از همه قريش بيشتر بود و اهالي مكه با اموال او پيش از آنكه با پيغمبر (ص) ازدواج كند تجارت مي كردند و خديجه پس از ازدواج با پيغمبر هر چه داشت به وي بخشيد و اين ثروت هنگفت از پايه هاي تشكيل دهنده دعوت اسلامي به شمار مي رود.

سخن از اسلام خديجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستين است. همه امت اتفاق نظر دارند كه خديجه اولين بانويي است كه اسلام آورده است. در همان زماني كه پيامبر گرامي از اذيت و آزار و دشواريها رنج مي برد، آنجا كسي بود كه از بار اندوه و غمهاي او مي كاست و موجب مي شد كه غمها و اندوه هاي خويش را به فراموشي سپارد. او تنها خديجه همان زن با ايمان بود، همان زن گرانقدري كه ياور و شريك محمد (ص) بود.

تبسم خديجه كوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبك مي كرد و دوستي نمايان بر چهره اش موجب مي شد كه پيغمبر دردها و رنجهاي خود را از ياد ببرد. ايمان خديجه پيغمبر را از يك آينده درخشان و با شكوه براي دعوت خبر مي داد و استواري عقيده اش دليلي بر آغاز پيروزي بود. اموال خديجه در واقع كليد شكست اين محاصره بود. او مواد مصرفي را چندين برابر قيمت واقعيش از براي غذاي كساني كه ميان امت بودند مي خريد تا اينكه سالهاي محاصره اقتصادي با سلامت و رهايي امت سپري شد و حيله قريش با شكست و ناكامي مواجهه گرديد.

رسول گرامي (ص) به خاطر صداقت و امانتي كه از او نمايان شده بود به صادق و امين معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنين مي خواست كه خديجه داراي سيره اي باشد كه بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همين جهت در دوره جاهليت به طاهره معروف بود و همين لقب براي شرف و افتخار او كافي است.

ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روي زمين چهار خط كشيد و گفت آيا مي دانيد اين چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

پس رسول خدا (ص) گفت: بهترين زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون.

مناقب خديجه فراوان است و او از ميان زنان كسي است كه به مرحله كمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر (ص) او را ستايش مي كرد و بر ديگر زنان مؤمن برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت تا جائيكه عايشه مي گفت: به زني رشك نبردم آنچنان كه به خديجه حسد ورزيدم زيرا كه پيامبر (ص) بسيار زياد از او ياد مي كرد.

و بدينگونه او در تاريخ حيات رسول اكرم (ص) زني عادي نبود. بسبب فداكاري شگفت انگيز اين بانوي پارسا، پيامبر (ص) او را بسيار بزرگ مي داشت. سه سال پيش از هجرت، در تلاطم وقايع وتند باد مصائبي كه از سوي قريش و سايرين بر پيامبر (ص) وارد مي شد شعله اي فروزان رنگ باخته، به خانوشي مي گرائيد. رسول اكرم (ص) به سادگي نمي توانست اين خبر دلخراش را بپذيرد. او بدين ترتيب انساني را از كف مي نهاد كه عالي ترين نمونه وفا و فداكاري و جامع ترين بيانگر راستي بود.

آخرين سخن خديجه، به هنگامي كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائي كه در راه پيامبر(ص) ديده بود كم ارج تر نبود. لحظه اي كه شبح مرگ بر چهره او سايه افكنده بود به پيامبر چنين مي گويد:

« اي رسول خدا ...... من در حق تو كوتاهي كردم و آنچه شايسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چيزي داشته باشم, خشنودي توست.»

كلمات بر لبان پاكش مي لغزد و آخرين نفسهايش را با خشوع و ايمان بر مي آورد ...... خدا خديجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه براي عقيده و رسالتش پيكار كرد.

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

قابل توجه شهرداری و شورای شهر  شال

نظر خواهی

مهمترین کمبودها و اولویت های عمرانی شهر شال

از دیدگاه شما مردم فهیم و شهید پرور شال

============================================

برای شروع من خودم ۶ پیشنهاد ارائه می کنم و چشم انتظار نقطه نظرات ارزشمند شما

همشهریان عزیز و دلسوزان همیشگی شهر شال هستم . متشکرم

۱- کمبود فضای سبز و پارک و درختکاری در اکثر خیابان ها و محله ها و معابر شهر

۲- کمبود بوستان مسافر در محور جاده ی ترانزیت شال - تهران  و  شال - تاکستان 

بی شک شهرداری شال می تواند با احداث یک بوستان مسافر در مسیر جاده ی ترانزیت ،

استراحتگاهی امن و آبرومند را برای مسافران خسته ی این مسیر فراهم کرده و رسالت شهرسازی خود

را بهتر به انجام برساند.

بوستانی که مجهز به نمازخانه ، سرویس بهداشتی ، بازیگاه کودک ، فضای سبز گسترده ، بوفه و       

غذا خوری باشد تا مسافران هم به لحاظ جسمی و هم از نظر  روحی تجدید قوا کرده و با خاطره ای

خوش شهر شال را ترک کنند. کاری که شهرداری های قزوین، تاکستان ، بویین زهرا ، محمدیه ، آوج ،

آبگرم ، اقبالیه و آبیک انجام داده  و بهره های مادی و معنوی زیادی نصیب شهرهای خود کرده اند.

۳- کمبود سینما و مراکز نمایشی و تفریحی برای گذران اوقات فراغت جوانان نجیب شال

۴- آسفالت نبودن بسیاری از معابر و کوچه ها که این مشکلات بایستی در قالب برنامه ای جهادگونه

و اساسی به صفر نزدیک شود . نکته ی قابل توجه اینکه آسفالت بسیاری از خیابان ها و معابر

اصلی بدلیل زیر سازی نامناسب و عبور وسایط نقلیه سنگین و نیز کنده کاری های شهری کیفیت بالائی

نداشته و در شرف نابودی است.

۵- جاری شدن آب و فاضلاب بسیاری از منازل و مغازه ها و گرمابه ها در سطح شهر

که مشکلات زیستی و آلودگی های زیادی بدنبال داشته و منظره ی ناخوشایندی به چهره ی شهر

بخشیده است .

قطعاً نیمی از این مشکلات لاینحل و قدیمی به خود ما شهروندان شال برمیگردد که بایستی قوانین

شهروندی را رعایت نموده و از رها کردن فاضلاب در سطح کوچه و خیابان خودداری کنیم و نیمی دیگر به

شهرداری مربوط می شود که بایستی زیرساخت های لازم را برای هدایت آبهای سطحی به خارج از

شهر فراهم نماید.

۶-  تاسیس دهکده گوسفند نژاد شال که بهترین نژاد کشور شناخته شده است.

 مدتهاست مسوولین قول تاسیس آن را داده اند و منتظر معرفی زمین از سوی شورای شهر هستند.

معتقد هستم بایستی انجمن نجات گوسفند نژاد شال تشکیل شده و با کمک دامداران و دیگر دلسوزان

در جهت احیای این نژاد باشیم .

 

و اما برخی از نقطه نظرات محبت آمیز شما عزیزان :

توسط : امیر رضا     پنجشنبه 16 خرداد 1392 ساعت: 21 : 22

با سلام - جدا از بحث فقدان امکانات فرهنگی - ورزشی - متاسفانه نوع معماری و ساخت وساز ها هم به درستی انجام نمیشه به عنوان مثال ساختمان کتابخانه شال را در نظر بگیرد، مصالح و ابزار ها همان است که در کتابخانه امام خمینی قزوین به کار رفته ولی جلوه این کجا و آن کجا ؟! یا ساختمان بخشداری شال ! با اون نقشه و طرح .
امیدواریم که با درایت مسولین از همه امکانات استفاده کنند برای ارتقای این شهر.
ممنون از شما برادر بزرگوار .

پاسخ : از حضور و نقطه نظرات امیر رضای عزیز تقدیر و تشکر می شود .

 

 

دوشنبه 2 مرداد1391 ساعت: 9:29توسط:شالی

با سلام
مشکل اصلی شهر ما این است که مدیران تخصص لازم را ندارند و اعضای محترم شورای شهر هم انگیزه لازم برای کار را ندارند!!!


پاسخ به جناب آقای شالی :

با سلام متقابل و تشکر از بازدید و اظهار نظرتان ، لطف کنید با توجه به موضوع این پُست ، به برخی از کمبودها و مشکلات اشاره بفرمائید تا ان شاالله مدیران شهرداری و دوستان محترم شورای شهر عنایتی به لیست مشکلات و نیازمندی های این شهر مظلوم داشته باشند.
من اگر بنشینم - تو اگر بنشینی - چه کسی برخیزد؟
دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد ...

وب سایت ایمیل

 

دوشنبه 2 مرداد1391 ساعت: 11:54توسط:ناشناس
خوبه که همه کامنتها رو میذارید. توی یک فضای آزاد بحث و نقد همه رشد میکنند و به نفع همه است.



سلام . شما هم خوش آمدید.
وب سایت ایمیل

 

دوشنبه 16 اردیبهشت1392 ساعت: 11:3توسط:محمدخانی
بسمه تعالی
باسلام- لازم به ذکر است به گوش اعضای شورای شهر و شهردارشال برسانیم همه شال که بلوار حضرت امام نمی باشد نقاط دیگر شهر نیز در این پولهای بی زبان در بعضی از هزینه های اضافی ، سهم دارند و حتی شاید بهتر باشد بگوییم اولویت های کاری در خیلی از نقاط شهر به چشم می خورد در صورت تمایل آقایان حاضرم انهارا بازگو نماییم
وب سایت ایمیل

« شاخصه‌هاي انتخاب کاندیدای اصلح از منظر مقام معظم رهبری »

حضرت آیت الله خامنه اي(مدظله العالي):

بصيرت يعني اينكه شما خط درگيري را تشخيص بدهيد، بعضي اشتباه مي كنند و رقيب انتخاباتي خود را شيطان اكبر مي نامند. شيطان اكبر آمريكا و اسرائيل هستند نه رقيب انتخاباتي

«شاخصه‌هاي انتخاب کاندیدای اصلح از منظر مقام معظم رهبری » در ادامه مطلب

ادامه نوشته

در (شب آرزوها ) برای فرج و ظهور آقا امام زمان (عج) دعا کنید.

لیله الرغائب ، التماس دعا

شب اولین جمعه ماه رجب را لیله الرغائب می گویند. ترجمه کرده اند شب آرزوها !

نمیدانم چه سری دارد این شب عزیز اما همین قدر یادم می آید که چند سال قبل که برای اولین بار اعمال این شب و ثواب آن را در مفاتیح الجنان خواندم تصمیم گرفتم که نمازش را بجا بیاورم.

بین دو نماز مغرب و عشاء خوانده می شود و ۱۲ رکعت است . خلاصه من هم آن موقع تازه مسلمان !!! و کیفیت نماز را خیلی رعایت می کردم. چند رکعتی که خواندم کم کم فضای دلم نورانی شد. چند بار شیطان وسوسه کرد که زیاد است ! همین قدر بسه ! خدا قبول می کنه ! اما فرشته ها الهام کردن که نه تا اینجا اومدی تا آخر بخوان . (وسوسه از شیطان و الهام از فرشته هاست)

راستش مهمان هم داشتیم. یکی مرحوم پدربزرگم که خدایش رحمت کند و رفتگان شما را هم بیامرزد و یکی هم پسرعمویم که بعد از مدتها آمده بود سری به ما بزند.

ولی به همه وسوسه ها پشت پا زدیم و خواندیم. تا آخر نماز و ذکرهایش ، وجودم آنقدر نورانی شده بود که انگار نه انگار گناهی در دلم مانده یا کدورتی در ذهن و خاطرم باقی مانده بود. سبک شده بودم و ارامش خاصی بر جان و دلم مستولی شده بود.

اینها را نوشتم نه برای خودنمایی و تعریف و تمجید . بلکه برای بیان اثرات این نماز زیبا و استفاده از این شب عزیز .

من بیشتر از این نمی توانم توصیفش کنم. شما بخوانید و بیایید برای ما بهتر تعریف کنید!


اعمال شب لیلة الرغائب و نحوه خواندن نماز آن:

بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مي‌گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار که سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بني زهره نقل کرده‌اند از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنکه هر که اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالي بفرستد ثواب اين نماز را بسوي او به نيکوتر صورتي با روي گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وي گويد اي حبيب من! بشارت باد تو را که نجات يافتي از هر شدّت و سختي گويد تو کيستي؟ بخدا سوگند که من روئي بهتر از روي تو نديدم و کلامي شيرين‌تر از کلام تو نشنيده‌ام و بوئي بهتر از بوي تو نبوئيدم.

گويد من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردي؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قيامت پس خوشحال باش که خير هرگز از تو معدوم نخواهد شد.

وکيفيت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميداري چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز مي‌گذاري هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعت از آن يک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ مي‌خواني و چون فارغ شدي از نماز هفتاد مرتبه مي‌گوئي« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الاُْمِّيِّ وَعَلي آلِهِ» پس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمي‌داري وهفتاد مرتبه مي‌گوئي«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِيُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده مي‌روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را مي‌طلبي که انشاءالله برآورده خواهد شد.

منبع : کتاب مفاتیح الجنان - اعمال ماه مبارک رجب

نتیجه :

شش تا نماز دو رکعتی :

در هر رکعت : بعد از سوره حمد ، ۳ بار سوره انا انزلناه و ۱۲ بار سوره توحید .

بعد از پایان همه نمازها ، ذکرها را طبق دستور بالا می خوانیم . (می توان از روی کاغذ یا مفاتیح یا گوشی همراه خواند.)

برای فرج و ظهور آقا امام زمان (عج) و سلامتی و طول عمر رهبر عزیزمون حتما دعا کنید.

پلاک خودروهای ایران بترتیب حروف الفبا :

صرفاً جهت اطلاع

پلاک خودروهای ایران بترتیب حروف الفبا :

استان آذربایجان شرقی

شهر تبریز(مرکز استان): پلاک ایران 15
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 25 – پلاک ایران 35

استان آذربایجان غربی
شهر ارومیه (مرکز استان): پلاک ایران 17
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 27 – پلاک ایران 37

استان اردبیل
شهر اردبیل(مرکز استان): پلاک ایران 91
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 91 ( پلاک مرکز استان و سایر شهرهای استان یکی می‌باشد)


استان اصفهان
شهر اصفهان (مرکز استان): پلاک ایران ۱۳
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۲۳ و پلاک ایران ۴۳ – پلاک ایران 53

استان ایلام
شهر ایلام (مرکز استان): پلاک ایران 98
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 98 ( پلاک مرکز استان و سایر شهرهای استان یکی می‌باشد)

استان بوشهر
شهر بوشهر (مرکز استان): پلاک ایران ۴۸
سایر شهرهای استان : پلاک ایران ۵۸

استان تهران
شهر تهران (مرکز استان): پلاک ایران 11- پلاک ایران 22- پلاک ایران 33- پلاک ایران 44
شهر کرج : پلاک ایران ۶۸
اسلامشهر –پاکدشت و.. : پلاک ایران ۷۸

استان چهار محال و بختیاری
شهرکرد(مرکز استان): پلاک ایران ۷۱
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۸۱

استان خراسان
شهر مشهد (مرکز استان): پلاک ایران 12
سایر شهرهای خراسان (شمالی و رضوی و جنوبی): پلاک ایران 32 و پلاک ایران 42 – پلاک ایران 52

استان خوزستان
شهر اهواز (مرکز استان): پلاک ایران ۱۴
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۲۴ و پلاک ایران ۳۴

استان زنجان
شهر زنجان (مرکز استان): پلاک ایران ۸۷
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۹۷

استان سمنان
شهر سمنان (مرکز استان): پلاک ایران ۸۶
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۹۶

استان سیستان و بلوچستان
شهر زاهدان (مرکز استان): پلاک ایران 85
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 95

استان فارس
شهر شیراز (مرکز استان) : پلاک ایران 63
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 73 – پلاک ایران 83- پلاک ایران 93

استان قزوین
شهر قزوین (مرکز استان): پلاک ایران ۷۹
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۸۹

استان قم
شهر قم(مرکز استان): پلاک ایران 16
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 26- پلاک ایران 36

استان کردستان
شهر سنندج (مرکز استان): پلاک ایران 51
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 61

استان کرمان

شهر کرمان(مرکز استان): پلاک ایران ۴۵
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۶۵- پلاک ایران 75

استان کرمانشاه

شهر کرمانشاه (مرکز استان): پلاک ایران 19

سایر شهرهای استان: پلاک ایران 29- پلاک ایران 39

استان کهکلویه و بویر احمد

شهر یاسوج (مرکز استان): پلاک ایران 49

سایر شهرهای استان: پلاک ایران 49 ( پلاک مرکز استان و سایر شهرهای استان یکی می‌باشد)

استان گلستان
شهر گرگان (مرکز استان): پلاک ایران ۵۹
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۶۹

استان گیلان
شهر رشت (مرکز استان):پلاک ایران 46
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 56 - پلاک ایران ۷۶

استان لرستان
شهر خرم آباد (مرکز استان): پلاک ایران 31
سایر شهرهای استان : پلاک ایران 41

استان مازندران
شهر ساری (مرکز استان): پلاک ایران 62
سایر شهرهای استان : پلاک ایران 72 – پلاک ایران 82- پلاک ایران 92

استان هرمزگان
شهر بندرعباس (مرکز استان): پلاک ایران 84
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 94

استان همدان
شهر همدان (مرکز استان): پلاک ایران ۱۸
سایر شهرهای استان: پلاک ایران ۲۸- پلاک ایران 38


استان یزد
شهر یزد (مرکز استان): پلاک ایران 54
سایر شهرهای استان: پلاک ایران 64- پلاک ایران 74

خوشه چینی

18جواب از پیامبر اکرم (ص) به مرد اعرابی ...

جهت مشاهده فواید و آثار نماز جماعت اینجا کلیک کنید ...

احكام كسي كه دير به نماز جماعت ميرسد، جهت مشاهده اینجا کلیک کنید ...

 

 

زنگ تفریح

حرفی از آن هزاران

کسانی که پشت سرتان حرف می زنند ، دقیقا به همانجا تعلق دارند، پشت سرتان !

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردند . . . چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد.
 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 
آدم ها مثل عکس ها می مونند: زیاد بزرگشون کنی ، کیفیت شون میاد پایین !
 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 
اگر موفق شدید به کسی خیانت کنید،آن شخص را احمق فرض نکنید. بلکه بدانید او خیلی
 
بیشتر از آنچه لیاقت داشته اید به شما اعتماد کرده است..
 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 
در عجبم از زنان که از خدای به این بزرگی فقط یک شوهر می خواهند و از شوهر به این
 
درماندگی همه دنیا را. ( شکسپیر )

حرف حساب

اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا بر دیوارهای شهر روی عکس شهید ، پوستر تبلیغاتی می چسبانند!

اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا نام شهید را برای اینکه بچه ها خشونت طلب و جنگ طلب بار نیایند از کوچه ها برداشته و نام نگین و جاوید می گذارند!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!

اینجا ستارگان درخشان هالیوود آنقدر زیاد شده اند که دیگر کسی ستارگان پرفروغ کربلای ایران را نمی بیند!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا دیگر شهدا زنده نیستند و در پیچ و خم های عصر ارتباطات، به خاک سپرده شده اند!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا دیگر کسی نمی خواهد گمنام بماند، همه به دنبال کسب نام هستند!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا جانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!

اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا خرمشهر دیگر خونین شهر نیست، خرمشهر دیگر ۳۶ میلیون جمعیت ندارد!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!

اینجا کسی نمی داند، مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا دشمن در خانه های ماست، دیگر کسی حاضر به نبرد با دشمن نیست!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا کسی نمی خواهد با صدای الله اکبر، لرزه بر تن دشمن بیاندازد!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا در پناه میز هستیم، دیگر کسی پشت خاکریز پناه نمی گیرد!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا جانباز شیمیایی، به خاطر نداشتن پول، در بیمارستان پذیرش نمی شود و شهد شهادت می نوشد!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا کسی نمی داند، شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری، برادرش حمید باکری را جاگذاشت و رفت!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا کسی نمی داند، مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا کسی نمی داند، تکه های پیکر شهیدی را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا روسری ها هر روز کوچکتر می شود و مانتو ها هر روز کوتاهتر و تنگتر!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا دخترها پسر شده اند، پسرها دختر شده اند، مردان بی غیرت شده اند، زنان بی حجاب شده اند!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا دیگر کسی، احترامی برای چفیه شهدا قایل نیست!
اینجا ایران قرن ۲۱ است!
اینجا دعای عهد را فراموش کرده ایم، زمان ندبه و سمات را گم کرده ایم!

اینجا ایران قرن ۲۱ است !
اینجا برای زیبا سازی شهرها، میلیونها هزینه می شود !  
اینجا ایران قرن ۲۱ است !

اینجا در هر کجای این سرزمین خونین اسلامی، حقیقت به مسلخ مصلحت می رود !
اینجا ایران قرن ۲۱ است  !

اینجا ایران قرن ۲۱ است  !
اینجا ایران قرن
۲۱ است !

کاری از بچه های جنت

http://www.vaares.ir

? What is Ashura

Every day is Ashura and every land is Kerbal

تاسوا وعاشورا در شهر شال

عاشورای ۱۳۹۱ - شهر شال

عکس از : http://shal0282.blogfa.com/

 

ادامه نوشته

دوازدهمین شماره ی نشریه دانش منتشر شد

نشریه دانش

دوازدهمین شماره از ماهنامه دانش به همراه ویژه نامه٬ ویژه کتابخانه عمومی شال با موضوعات :

علمی ،فرهنگی ،اجتماعی ،شعر .... منتشر شد .

علاقه مندان می توانند جهت تهیه رایگان این نشریه به کتابخانه عمومی شال مراجعه فرمایند و یا از طریق لینک زیر آن را دانلود نمایند.

دانلود نشریه دانلود ویژه نامه

کتاب ارزشمند" از شال تا شلمچه " به قلم جناب سرهنگ عبداله رفیعی

انتشار کتاب «شال تا شلمچه» به انتشارات امير محمد سپرده شد

خاطرات جناب سرهنگ رفيعي فرزند شهر شال از سال‌هاي حضور در جبهه و اهميت منطقه شلمچه در طول جنگ‌هاي تاريخي در كتاب «شال تا شلمچه» نوشته شد. اين اثر توسط انتشارات امير محمد روانه بازار نشر مي‌شود.
سرهنگ عبدالله رفيعي در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، از نگارش خاطرات خود از دوران هشت سال دفاع‌مقدس خبر داد و افزود: در اين كتاب خاطرات من از چهار ماه قبل از پيروزي انقلاب در شهر شال قزوين آغاز مي‌شود. در آن سال به تازگي وارد دانشكده افسري شده بودم و نگاه مختصري به وقايع آن دوره دارم و بخش عمده خاطرات به سال‌هاي حضورم در جبهه‌هاي غرب و جنوب باز مي‌گردد.

وي با تاكيد بر اهمیت منطقه شلمچه و موقعيت استراتژيك آن در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گفت: اين كتاب در قالب خاطره به اهميت جايگاه منطقه شلمچه در جنگ مي‌پردازد و براي اطلاعات بيشتر مطالبي درباره تاريخچه جنگ در اين منطقه از زمان جنگ‌هاي عثماني در پانویس‌های كتاب آورده‌ام.

رفيعي ادامه داد: براي ارجاع مستندات از كتاب‌هاي تاريخي بسياري استفاده كردم تا ذهنيتي جديد از منطقه شلمچه را كه هميشه منطقه‌ای براي نفوذ دشمن بوده در اختيار مخاطب قرار دهم. زيرا در جنگ تحميلي عراق عليه ايران منطقه شلمچه شاهد جنگ تن به تن نيرو‌هاي ما با سرباز‌هاي ارتش صدام بود.

وي در پايان گفت: انتخاب عنوان «شال تا شلمچه» نيز به زادگاه من شهر شال در استان قزوين باز مي‌گردد و منطقه شلمچه که خاطرات بسياري از آن در ذهن داشتم.
اين اثر در 300 صفحه نوشته شده و از سوی انتشارات امير محمد روانه بازار نشر خواهد شد.
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یک پیشنهاد به جناب سرهنگ رفیعی :
لطف کنید چند نسخه از کتاب ارزشمندتان را در اختیار کتابخانه ی عمومی شهر شال قرار دهید تا همشهریان عزیز شالی نیز از خاطرات ارزشمند و ماندگار شما استفاده کنند . 

نامه یک زن مسیحی به یک زن مسلمان

به نظرم ارزش وقت گذاشتن و خوندن داره ...

I see you. I can't help but notice that almost every woman I see is carrying a baby or has children around her. I see that though they are dressed modestly, their beauty still shines through. But it's not just outer beauty that I notice. I also notice that I feel something strange inside me: I feel envy. I feel terrible for the horrible experiences and war crimes that the Lebanese people have suffered, being targeted by our common enemy. But I can't help but admire your strength, your beauty, your modesty, and most of all, your happiness. Yes, it's strange, but it occurred to me that even under constant bombardment, you still seemed happier than we are, because you were still living the natural lives of women. The way women have always lived since the beginning of time. It used to be that way in the West until the 1960s, when we were bombarded by the same enemy. Only we were not bombarded with actual munitions, but with subtle trickery and moral corruption.

Through Temptation They bombarded us Americans from Hollywood , instead of from fighter jets or with our own American-made tanks. They would like to bomb you in this way too, after they've finished bombing the infrastructure of your countries. I do not want this to happen to you. You will feel degraded, just like we do. You can avoid this kind of bombing if you will kindly listen to those of us who have already suffered serious casualties from their evil influence. Because everything you see coming out of Hollywood is a pack of lies, a distortion of reality, smoke and mirrors. They present casual sex as harmless recreation because they aim to destroy the moral fabric of the societies into which they beam their poisonous programming. I beg you not to drink their poison. There is no antidote for it once you have consumed it. You may recover partially, but you will never be the same. Better to avoid the poison altogether than to try to heal from the damage it causes. They will try to tempt you with their titillating movies and music videos, falsely portraying us American women as happy and satisfied, proud of dressing like prostitutes, and content without families.
Most of us are not happy, trust me. Millions of us are on anti-depressant medication, hate our jobs, and cry at night over the men who told us they loved us, then greedily used us and walked away. They would like to destroy your families and convince you to have fewer children. They do this by presenting marriage as a form of slavery, motherhood as a curse, and being modest and pure as old-fashioned. They want you to cheapen yourself and lose your faith. They are like the Serpent tempting Eve with the apple. DON'T BITE. Self-Value I see you as precious gems, pure gold, or the "pearl of great value" spoken of in the Bible (Matthew 13: 45). All women are pearls of great value, but some of us have been deceived into doubting the value of our purity. Jesus said: "Give not that which is holy unto the dogs, neither cast your pearls before swine, lest they trample them under their feet, and turn again and rend [slit, rip] you" (Matthew 7: 6). Our pearls are priceless, but they convince us that they're cheap. But trust me; there is no substitute for being able to look in the mirror and seeing purity, innocence and self-respect staring back at you. The fashions coming out of the Western sewer are designed to make you believe that your most valuable asset is your sexuality. But your beautiful dresses and veils are actually sexier than any Western fashion, because they cloak you in mystery and show self-respect and confidence. A woman's sexuality should be guarded from unworthy eyes, since it should be your gift to the man who loves and respects you enough to marry you. And since your men are still manly warriors, they deserve no less than your best. Our men don't even want purity anymore. They don't recognize the pearl of great value, opting for the flashy rhinestone instead. Only to leave her too! Your most valuable assets are your inner beauty, your innocence, and everything that makes you who you are. But I notice that some Muslim women push the limit and try to be as Western as possible, even while wearing a veil (with some of their hair showing). Why imitate women who already regret, or will soon regret, their lost virtue? There is no compensation for that loss. You are flawless diamonds. Don't let them trick you into becoming rhinestones.
Because everything you see in the fashion magazines and on Western television is a lie. It is Satan's trap. It is fool's gold. A Woman's Heart I'll let you in on a little secret, just in case you're curious:
pre-marital sex is not even that great. We gave our bodies to the men we were in love with, believing that that was the way to make them love us and want to marry us, just as we had seen on television growing up. But without the security of marriage and the sure knowledge that he will always stay with us, it's not even enjoyable! That's the irony. It was just a waste. It leaves you in tears. Speaking as one woman to another, I believe that you understand that already. Because only a woman can truly understand what's in another woman's heart. We really are all alike. Our race, religion or nationalities do not matter. A woman's heart is the same everywhere. We love. That's what we do best. We nurture our families and give comfort and strength to the men we love. But we American women have been fooled into believing that we are happiest having careers, our own homes in which to live alone, and freedom to give our love away to whomever we choose. That is not freedom. And that is not love. Only in the safe haven of marriage can a woman's body and heart be safe to love. Don't settle for anything less. It's not worth it. You won't even like it and you'll like yourself even less afterwards. Then he'll leave you.
Self-Denial Sin never pays. It always cheats you. Even though I have reclaimed my honor, there's still no substitute for having never been dishonored in the first place. We Western women have been brainwashed into thinking that you Muslim women are oppressed. But truly, we are the ones who are oppressed; slaves to fashions that degrade us, obsessed with our weight, begging for love from men who do not want to grow up. Deep down inside, we know that we have been cheated.
We secretly admire and envy you, although some of us will not admit it. Please do not look down on us or think that we like things the way they are. It's not our fault. Most of us did not have fathers to protect us when we were young because our families have been destroyed. You know who is behind this plot. Don't be fooled, my sisters. Don't let them get you too. Stay innocent and pure. We Christian women need to see what life is really supposed to be like for women. We need you to set the example for us, because we are lost. Hold onto your purity. Remember, you can't put the toothpaste back in the tube. So guard your "toothpaste" carefully!
I hope you receive this advice in the spirit in which it is intended; the spirit of friendship, respect, and admiration.
From your Christian sister "With Love"
Joanna Francis
من تو را میبینم...
من نمی توانم... اما می ببینم که تقریبا هر زنی بچه ای بغل کرده یا اطراف او بچه هایی هستند. می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد . اما این فقط زیبایی بیرونی نیست ، که متوجه آن می شوم.
من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم :
غبطه می خورم...
اما نمیتوانم چیزی بگویم ؛ فقط قدرت ، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می کنم. آری ، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما ، خوشحالتری.
چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری . شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی میکردند . در غرب هم تا دهه 1960 اینچنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم.
از طريق وسوسه
اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم ، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شديم.
آنها به جای استفاده از بمب افکن ها و جنگنده های امریکایی ، ما را از هالیوود بمباران کردند. آنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساختهای کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز اینگونه بمباران کنند . نمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیافتد. تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می کنیم. تو می توانی از این بمبارانها دوری کنی ، اگر لطف کنی ، و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم، گوش کنی.
برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می بینی ، مشتی دروغ است ، تحریف است، دود و آينه ها
[اصطلاح smoke and mirrors "دود و آينه ها" در زبان انگليسي بنابر فرهنگ لغت هاي انگليسي من جمله Random House Dictionary نيرنگي ست ماهرانه كه حقايق را تيره و تار ساخته و تحريف مي كند مانند استفاده شعبده باز از حقه هاي شعبده بازي با استفاده از ابزاري چون آينه و دود ] .
آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند ، برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های سمّی شان را به آنان مخابره می کنند .
ملتمسانه از تو می خواهم سم آنها را نخوری . وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست !! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی ، اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی ، تا اینکه به دنبال شفا از آسیبهای که بوجود می آورد باشی .
آنها سعی دارند، با فیلم ها و نماهنگهای شهو ت انگیز ، به دروغ ما زنان امریکایی را شاد و راضی نشان دهند ، مفتخر به لباس پوشیدن چون هر زه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده ؛ و تو را اینچنین وسوسه مي کنند .
اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن ! میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ، از شغلهایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و میروند ، گریه می کنیم.
آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید . آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی ، مادری به عنوان نفرین ، و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند . آنها می خواهند خودت ، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی . آنها مانند شیطانی هستند که [آدم و حوا] را فریب دادند ، تو فريب نخور!
برای خودت ارزش قائل باش :

من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب ، یا مروارید گرانبها می بینم، (برگرفته از انجیل متی 13 :45).
همه ی زنان مرواریدهای گرانبهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنیمان فریب خوردیم. عیسی گفت : "آنچه مقدس است ، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیاندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته ، شما را بدرند." (متی فصل 7 عبارت 6 )
مرواریدهای وجودیمان بسیار گرانبها هستند ، اما آنها می خواهند به ما بقبولانند که بی ارزش اند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای اين نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی ، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید .
مُدهایی که از زیر دست خیّاطان غربی بیرون می آیند براي اين طراحي مي شوند كه به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو درواقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند .
جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است ، که با تو ازدواج می کند . و از آنجا که مردان شما مرد اند و با غیرت و دلاور ، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست . مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند ؛ آنها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز [پس از سوءاستفاده] رها کنند!
گوهربارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات ، نجابتت ، و آنچيزي ست که تو را تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند (قسمتی از موهایشان نشان داده می شود[آرایش داشته باشند و ...] ).
چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمان اند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟
هیچ جبرانی برای آن ازدست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید. نگذارید آنها شما را بفریبند و تبديل به سنگ بدلی شوید . زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می بینید، دروغ است . این دام شیطان است . طلا نمای ابلهان است.
قلب یک زن
می خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم ؛ احیاناً اگر کنجکاوی : ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما بدن هایمان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم ، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همانطوریکه همیشه در تلویزیون دیده بودیم . اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود ، حتی لذت بخش هم نیست !! چنین است مسخرگی و وارونگی آن ، فقط یک هدر رفتن است . تو می مانی و اشکهایت .
به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می کند ، باور دارم که تو اين را فهمیدی برای اینکه فقط یک زن میتواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم علی رغم نژاد ، دین و ملیتمان ، قلب یک زن همه جا یک شکل است . ما عشق می ورزیم ، این کاری است که به بهترین وجه انجام می دهیم . ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم، و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمند ترین هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که میتوانیم در آن تنها زندگی کنیم، و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم .
این آزادی نیست. و آن عشق نیست.
فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می تواند ، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند . به چیزی کمتر از این، تن نده . ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.
خويشتن داري
گناه هرگز فایده ای ندارد ، همیشه تو را فریب می دهد . هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام ، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم ، نمی گیرد. ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما حقیقتاً ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم ، برده ی مدهایی هستيم که پستمان می کند ، نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند [مسئولیت پذیر باشند]... در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است .
ما مخفیانه تو را تحسین می کنیم و به تو رشک می ورزیم ، باوجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم .
خواهش می کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما اين چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم .این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند چون خانواده های ما متلاشی شده اند. تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است.
خواهران من، گول نخورید . نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده ایم. پاکی ات را نگه دار.
به خاطر داشته باش، خمیردندان بیرون آمده را نمی شود دوباره داخل برگرداند
[آب ریخته شده را نمی توان جمع کرد]. پس با دقت از خمیرت محافظت کن!
امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه ای که نیت شده بود دریافت کنی : روحیه دوستی ، احترام و تحسین.
با محبت از طرف خواهر مسیحیت :
جواَنا فرانسیس
Joanna Francis

حـرف های یـواشكی با خـدا ...



گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم.

گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/186) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

آشنایی با شهر شال

شال شهري است در استان قزوين . شال با جمعيت ۳۴٬۱۴۸ نفر شهري كهن بوده و مردم

شال به زبان شیرین و هنری تاتي صحبت مي‌كنند.محصول اصلي‌ اين شهر از قديم انگور بوده

كه اغلب آن را در آفتاب خشك ميكنند و كشمشش را به بازار عرضه ميكنند. خاك مناسب و آب

و هواي خاص اين منطقه بأعث ميشود كه يكي‌ از خوشمزه ترين انگورهاي جهان در اين

منطقه به عمل بيايد.

 آفتاب گردان ، بادام انواع سیب درختی گلابی توت آلبالو زردآلو  گیلاس گوجه فرنگی  خیار

 خربزه  هندوانه ذرت گندم جو سنجد نان محلی از دیگر محصولات باغی و زراعی شهر شال

می باشند.

                         
فلسفه نامگذاري شهر شال

 
در مورد فلسفه نام شال قزوين، عده اي آن را به درخت «شال» كه قبلا در اين شهر زياد بوده

نسبت مي دهند. عده ديگر به دليل اينكه مردم قديم به آن «چال» مي گفتند، علت اين نام را

قرارگرفتن شال در منطقه اي با ارتفاع كم و پَست مي دانند.

پيشينه و مختصات «شال»

شال شهري كهن در استان قزوين است . سنگ نوشته هايي در اطراف مسجد جامع كشف 

شده،حكايت از آن دارد كه بيش از 1200 سال پيش و در عهد امامت امام صادق(ع) در اين

 شهر عالمان ديني مي زيسته اند. اين شهر در كنار رودخانه اي به نام «خرود» واقع شده

كه اين رودخانه از كوههاي ابهر و زنجان سرچشمه مي گيرد و با آنكه نسبتا بزرگ است؛ اما

فصلي بوده و در قديم با شروع فصل بارندگي در پاييز، داراي آب زيادي بود كه تا اواخر بهار

جريان داشت و در مسير خود از شهرها و روستاهاي زيادي عبور مي كرد و زمين هاي

كشاورزي و باغهاي زيادي را سيراب مي نمود؛ اما امروزه به دليل تغييرات آب و هوايي از يك

سو و احداث سد در بالادست و برداشت آب در شهرها و مزارع بالاتر از سوي ديگر و نيز

برداشت بي رويه و بعضا غير مجاز شن و ماسه از بستر رودخانه، ديدن آب را در اين رودخانه

به يك آرزو تبديل كرده كه هر از چندگاهي ممكن است، اتفاق بيافتد. دو شهر اسفرورين و

شال به وسيله اين رودخانه از هم جدا مي‌شوند. آب اين رودخانه درصورت وجود، قسمت

هايي از اراضي شمال شال را سيراب مي كند. اين رودخانه با گذر از شهر شال به اراضي

شور شمال شهر اشتهارد مي رسد و در ادامه با نام رودِ «شور» به درياچه قم مي ريزد. شهر

شال داراي جمعيتي در حدود ۳۴٬۱۴۸ نفر بوده و مردم آن به زبان «تاتي» صحبت مي‌كنند.

اين شهر داراي يك واحد دانشگاه آزاد اسلامي با 25 رشته ي مختلف كارداني و كارشناسي و

يك دانشگاه پيام نور با 15 رشته دانشگاهي ميباشد. اداره ي آموزش و پرورش ، دادگاه ، مركز

بهداشتي درماني و زايشگاه ، كلانتري ، اداره ثبت احوال ، اداره ثبت اسناد ، اداره بيمه تامین

اجتماعی ، ورزشگاه ، اداره ی گاز ، اداره ی برق ، اداره ی آب و فاضلاب ، کارگاه های صنعتی

، استخر سرپوشيده ، بخشداري ، نماز جمعه ، بیش از ۱۲۰واحد كارخانه توليد آجر فشاري و

سفال ، كارخانه فرآوري كشمش ، اداره ی پست ،زمين چمن طبيعي و مصنوعي فوتبال ،

شهرك صنعتي در حال احداث ، دفتر خدمات ارتباطی ،اداره ی مخابرات و ... از ديگر امكانات

اين شهر عالم پرور و مظلوم به شمار مي رود.

آشنایی با روستای طزرک از توابع بخش شال

در مورد طَزَرک بیشتر بدانید...

طَزَرَک یا تَجَرَک یکی از روستا های شهرستان بویین زهرا و بخش شال می باشد که حدود 9 کیلومتر با دانسفهان و حدود 5 کیلومتر از شال فاصله دارد. بیش از 400 خانوار داشته و جمعیت آن حدود 2500 نفراست.

(طَزَر) دگرگون شده ی (تَجَر) که در بیشتر لغتنامه ها به معنای کاخ زمستانی یاد شده و (ک)به معنای کوچک است.طزرک به معنای کاخ زمستانی کوچک است

شغل اصلی مردم روستا کشاورزی و دامداری و باغداری بوده و البته صاحبان مشاغل دیگر نیز قابل توجه میباشند.

طوایف مهم روستا اصل بیگی و جهان محمدی و بقیه ی طوایف صالحی  یوسفی  صادقلو  درازلو آقایی حسن رضایی  حاجی حسینی  حاجی  عزیز خانی  کریمی   و .... می باشد.

به زبان ترکی سخن می گویند و معتقد به مذهب شیعه اثنی عشری هستند.

 

طزرک دارای دو حسینیه و یک مسجد جامع است که به تازگی تجدید بنا شده است. یک دبستان مختلط و مدرسه راهنمایی - دبیرستان دخترانه و مدرسه راهنمایی و دبیرستان پسرانه هم در جهت آموزشی فعال میباشند. پایگاه بسیج شهید محمد درازلو هم که یکی از پایگاههای فعال منطقه میباشد در میدان اصلی – درطبقه فوقانی مسجد فعالیت میکند.هر چند بیشتر خیابانهای روستا آسفالت شده است اما به علت کنده کاری های زیاد از کیفیت مناسبی برخوردار نمیباشد

گویش

در عصر و زمان حاضر مردم این روستا به زبان ترکی سخن می رانند هر چند در بین کودکان و خردسالان گرایش به زبان فارسی بیشتر می باشد. اما به دو دلیل می توان گفت مردم این روستا در سال های نه چندان دور به زبان تاتی - که زبان غالب در منطقه می باشد - سخن می گفته اند. 

۱- اولین دلیل بر این ادعا می تواند استفاده زیاد مردم روستا از واژگان تاتی در گفتمان های روزانه باشد. واژگانی چون: بَرَزن ( بیل زنی ) ، خَرّ سَر ( خاک بر سر – ناسزا) ، خور (خوب) قمیش (کمربند) و....

۲- همه روستاهای هم جوار طزرک تات زبان هستند و به گفته و اعترافِ هم مردم روستای طزرک و هم مردم روستاهای هم جوار ؛ مردم طزرک هم در گذشته از زبان تاتی استفاده می کرده اند.

دین و آیین

مانند بیشتر جامعه ایران مردم این روستا نیز همگی مسلمان و پیرو مذهب تشیع می باشند و در این مورد دارای اعتقادی راسخ و باور های محکم هستند که دلایل آن می تواند بودن آرامگاه امامزادگان ابراهیم ومسلم  منسوب به امام موسی کاظم (ع) در این روستا و دیگری وجود علمای دینی از قدیم الایام در کنار مردم این روستا باشد.

اما در رابطه با اعتقادات مردم روستا در پیش از اسلام اطلاعات درستی در دست نیست.اما با توجه به آثار باستانی موجود - که توضیح آن در ادامه خواهد آمد - به احتمال بسیار قوی مردم روستا پیرو دین زردشت بوده اند که البته جای بررسی و پژوهش دارد.


مستندات تاریخی در خصوص روستای طزرک
 
با عنایت به اینکه اکثر باستان شناسان تمایل به انجام پروژه ها و کاوشگری در مناطق مشهور
و معلوم الحال دارند طبیعی است که کسی درمحوطه های باستانی گمنام و ناشناخته مانند طزرک به کاوش نپردازد. بر این اساس ما تلاش خواهیم کرد با توجه به یافته ها و تحقیقات شخصی تاریخ و قدمت طزرک را به صورت معقول و منطقی – والبته با توجه ظواهر – به اثبات برسانیم. واز همه خوانندگانی که در این زمینه مدرک و سند معتبری دارند و در صورت امکان می توانند برای وبلاگ ارسال کنند سپاسگزاری
می نماییم.

سند نخست رویدادی است در مورد امامزاده موجود در طزرک که در کتاب « آثار البلاد و اخبارالعباد » نوشته زکریا ابن محمد ابن محمود قزوینی ( 600 تا 682 ه ق ) به آن اشاره شده است که متن آن را عینا در زیر می خوانیم :

طزرک : روستایی است از روستاهای قزوین در بخش شال 
گویند یکی از پیران ده در خواب دید که از یاران پیغمبر یکی در این روستا هست. هیچ آثار گور کهنه و قدیمی آنجا نبود . مردم ده به اکتشاف پرداختند ، هر سو را می کاویدند . تا سرانجام بعد از زحمت های زیاد در لای خاک جنازه ای را یافتند . مرد بلند بالایی بود ، زره قدیم به تن داشت . از زخمی که در میدان جهاد برداشته بود خون می چکید .گفتی هنوز نمرده است . گنبد و بارگاهی را روی قبرش بنا کردند و مزاری شد فوق العاده متبرک ؛ زائران از نزدیک و دور به زیارتش می آیند . هر دعایی در این مزار مستجاب است .

مرحوم پدرم فرمود :من هم روزی به زیارت مرقدش نایل شدم . مسجدی را در آنجا بنا کرده اند . باره ام را به دست نوکر سپردم و برای نماز داخل آن مسجد شدم . سجاده را در در محراب پهن نمودم و نماز خواندم. سر از سجده بلند کردم دیدم اناری درشت و تر و تازه و رسیده گویی اکنون از انار بنی چیده اند ، بر کنار سجاده بود .از این انار ناخوانده حیرت کردم . به دو سبب یکی اینکه در قزوین و اطراف آن اناری نیست ، درختش بار نمی دهد. از ری انار می آورند و در قزوین می فروشند. دوم اینکه اوایل تابستان بود . هنوز انار در ری و جای دیگر نرسیده .این نعمت از کجا آمده ؟ بعد از زیارت مزار بیرون شدم . از نوکر سوال کردم : دیدی کسی بعد از من به مسجد آید؟ گفت : نه ندیده ام . گفتم : کسی را ندیدی که قبل از من از این مسجد بیرون آید ؟ گفت : نه ندیده ام . تحیرم دو چندان شد.راه روستای خود را در پیش گرفتم. بر ده طروز گذشتم که برادرم آنجا بود. سر به برادرم زدم .انار را هم به ایشان نشان دادم ، تعجب کرد . دهاتی ها نیز همگی در زیارت انارم سهیم شدند و همه انگشت تعجب به دندان گزیده بودند. انار زیارتی را در بار باره چپاندم و راه افتادم تا به خانه رسیدم .کار ضروری پیش آمد بایستی بازار بروم. وقتی از بازار برگشتم. به سراغ انار رفتم . انار مقدس نبود به نوکر گفتم انار کو ؟ سوگند خورد که نمی داند.انار نماند لیکن حسرتش در دل ماند . مدتی به این رویداد گذشته بود . روزی به سفر می رفتم و تنها بودم در بین راه صدائی به گوشم رسید که: محمد آن انار را چه کردی ؟ نگاه کردم پیری بالا بلند ، ریش پهن است . سویش رفتم که دستش راببوسم و برکت از او بخواهم.پیرمرد یکهو غیبش زد.آرزوی دیدار آن پیر و انار حسرت بر حسرت افزودند مثل این بود که خواب و خیالی بودند.

آثار البلاد و اخبارالعباد - صفحه 187
نوشته زکریا ابن محمد ابن محمود قزوینی (600 تا 682 ه ق )
ترجمه عبدالرحمن شرفکندی – چاپ اول – سال 1366


اگر در مطالعه متن کتاب درنگ و تامل کنیم آشکارا در می یابیم که حادثه مربوط به انار در زمان حیات پدر نویسنده رخ داده است و اگر ما فرض را بر این بگذاریم که پدر نویسنده ، این داستان را در سالهای پایانی زندگی خود نقل کرده باشد – فرضا سال 665 هجری قمری ، 17 سال پیش از در گذشت زکریا - و اگر داستان امامزاده هم در همان سال یا چند سالی پیشتر رخ داده باشد ؛ قطعا و یقینا می توان گفت که طزرک بیش از 750 سال تاریخ و قدمت دارد.

سند دیگری که دلیل محکم و استواری بر قدمت و تاریخ طزرک است ، وجود تپه باستانی در روستای مخروبه طزرک – تخریب بر اثر زلزله سال 1341 - معروف به تپه طزرک می باشد .در میان خرابه های روستای قدیمی تپه ای وجود دارد که قدیمی تر از روستای قدیمی بوده و مردم طزرک قدیم از خاک آن برای ساخت و ساز استفاده می کرده اند و در طول سالیان متمادی و خاکبرداری بنایی آجری از زیر خاک سر برآورده که به کهنه مسجد معروف است . با بررسی دقیق ظاهر تپه و مسجد نکاتی قابل توجه ما را به حقایقی رهنمون می سازد:

۱- در تمامی محدوده تپه هیچ بنای دیگری به جز مسجد به جا نمانده است ، چرا که همگی خشت و گل بوده و به مرور زمان از بین رفته اند. با دقت در قسمت هایی از تپه که در سال های اخیر به طور غیر قانونی خاکبرداری شده است به لایه هایی از خاکسترهای تنوری – یا چند تنور بر روی هم یا در بعضی بخش ها چند پی دیوار بر روی هم – بر میخوریم .این قرائن می تواند این فرضیه را قوت ببخشدکه : تپه کنونی روستایی بوده در کنار مسیر شاخه ای از رودخانه قدیمی که به علت نزدیکی به رودخانه و بالا بودن زه آب سفره های زیر زمینی که باعث آسیب دیدن بنا ها می شده است ، مردم روستا مجبور بوده اند که خانه های نمور و قریب به تخریب را خود ویران کنند و بر روی خاک آن خانه ای نو بسازند .اما دلیل ویرانی کلی چه بوده است یا اینکه این فرضیه صحت دارد یا نه جای تحقیق دارد.

۲- با دقت در ساختار مسجد قدیمی به محرابی بر میخوریم که در سمت شرق بنا است که جدیدا شکل آن را تغییر داده اند. جایی که مشهور به محراب اسلامی بوده و در سمت غرب – قبله – است که در کنار در ورودی مسجد و درون دیوار کنده شده است. بر پایه این شواهد می توان احتمال داد که این بنا آتشکده بوده و پس از کشف از زیر خاک از آن به عنوان مسجد استفاده کرده اند.

۳- در کل روستای خرابه نیز بنای آجری وجود ندارد به جز آب انباری معروف به آب انبار حاج شیر محمد که در سده گذشته ساخته شده و بخشهایی از امامزاده که جدیدا اضافه گردیده است. نکته قابل تامل
بودن مسجدی در جوار امامزاده می باشد که مردم روستا از آن استفاده می کرده اند پس نیازی به ساخت مسجدی در زیر خروارها خاک نبوده است.

همه آنچه که در بالا گفته شد می تواند دلیلی بر این باشد که :
 
۱- کهنه مسجد در حقیقت آتشکده بوده است.

۲- تپه مذکور قدمتی جدای از روستای مخروبه دارد.

۳- از آنجا که قزوین و نواحی آن در سالهای اولیه حمله اعراب به ایران ، تسلیم و مسلمان
 
شده اند ، پس این تپه و آتشکده مربوط به پیش از اسلام می باشد.

با این توصیف می توان گفت که طزرک بیش از 1400 سال می تواند قدمت داشته باشد.

صد البته که همه این موارد بررسی های شخصی می باشد و هر ایراد و اشکال منطقی
 
و کارشناسی شده بر آن وارد است.

 طزرک و مشکلات آن

روستای طزرک نیز مانند روستاهای دیگر دارای مشکلات ویژه ای می باشد که تعدادی از آنها را با توجه به اهمیت و الویت بیان خواهیم کرد .امید است که مسئولین و دست اندرکاران امر ترتیب اثر داده و به حل آن ها همت گمارند.

۱- مهمترین و اصلی ترین مشکل طزرک نداشتن راه ارتباطی و متصل نبودن مستقیم آن به راه اصلی و ترانزیتی بود که به همت اهالی محترم و شورای اسلامی و زحمات و پیگیریهای حاج آقای قهرمانی در دست ساخت می باشد و مراحل پایانی را طی می کند.

۲- مشکل دیگر این روستا نداشتن آب آشامیدنی بهداشتی بود.آب آشامیدنی روستا از چاهی که سال ها پیش بوجود آمده تامین می شود که طبق آخرین آزمایشهای انجام شده این آب دارای ناخالصی ها و ترکیب های مضر می باشد. هر چند مدتی است که چاه جدید احداث شده است اما هنوز لوله کشی و زیرساخت های لازم برای بهره برداری از آن مهیا نشده است. امیدواریم به زودی اهالی محترم بتوانند از آب آشامیدنی مناسب و پاک استفاده نمایند.

 

۳- از نظر زمین و سالن های ورزشی نیز هیچ گونه امکاناتی وجود ندارد. در سال های گذشته جوانان روستا در محوطه که وقف می باشد به ورزش و اختصاصا به بازی فوتبال می پرداختند. که به دلیل منع شرعی استفاده از آن و نبود مکان دیگر به ناچار به سالن ورزشی واقع در روستای قلعه هاشم خان مراجعه می کنند که آن هم دارای مشکلاتی چون رفت و آمد ،سرویس دهی نامناسب  و ... می باشد.

۴- به دلیل اینکه بیشتر مردم طزرک در کنار محل مسکونی خود به نگهداری و پرورش دام مخصوصا گاو و گوسفند اشتغال دارند و هرچند این یک نوع فعالیت اقتصادی و محل درآمدی برای خانوادها محسوب می شود، اما انباشته شدن فضولات دامی در خیابان ها و کوچه علاوه بر سد معبر و زشت نشان دادن چهره محل، از نظر بهداشتی نیز بسیار مشکل آفرین می باشد.امید است با همکاری مراکز بهداشتی و شورای اسلامی و دهیاری و مردم این مشکل نیز حل شود.

tajarak.blogfa.com - tazarak.blogfa.com

کتاب و کتابخوانی

نهمین شماره از ماهنامه دانش ویژه کتابخانه عمومی شال با موضوعات :

علمی ،فرهنگی ،اجتماعی ،شعر ....

منتشر شد .

علاقه مندان میتوانند جهت تهیه رایگان این نشریه به کتابخانه عمومی شال مراجعه فرمایند و

یا از طریق لینک زیر آن را دانلود نمایند.

لینک دانلود

منبع:

www.shalbook.blogfa.com

کتابشناسی

معرفی نویسندگان شالی

کتاب « فرهنگ واژگان تاتی شالی » برای دوستداران فرهنگ و ادب منطقه ی شال چاپ شده است.

پدید آورندگان این اثر دکتر نصرالله پور محمدی املشی و آقای حسین غلامی هستند.

صفحه آرایی کتاب را شهرام موساپور انجام داده است. این کتاب ارزشمند فرهنگی و تاریخی در ۳۷۶ 

صفحه توسط مؤسسه نشر رسانش چاپ و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

در بخش اول این کتاب ، نویسندگان شما را با فرهنگ و دستور زبان تاتی و نیز انواع بازیهای محلی ، آب

و هوا ، موقعیت اجتماعی اقتصادی و سیاسی شال ، انواع ابزار ها و انگورها و لباسهای محلی آشنا   

می کنند و در بخش دوم کتاب با هزاران واژه ی تاتی شالی روبرو می شویم که به شیوه ای عالی  

معادل های فارسی و توضیحات مربوطه ارائه شده است.

ما خواندن این کتاب ارزشمند را به تمامی علاقمندان به حوزه ی فرهنگ و ادب شال پیشنهاد        

می کنیم .  

نگاهی به زندگی و آثار ادبی استاد علیرضا هاشمی نیا متخلص به دلنشین شالی

معرفی  ۱۹ اثر ارزشمند ادبی منتشر شده توسط استاد علیرضا هاشمی نیا شالی

محقق ، مدرس ، شاعر ، نویسنده  و  روزنامه نگار

متخلص به دلنشین شالی

******************************************************************

۱- نغمه های فرزند شال

۲- شکوفه های دلنشین شالی

۳- سلام بر تو ای زن

۴- طفل خاکی و مام افلاکی

۵- در عالم رویا

۶- رویای دلنشین

۷- در حسرت خوشبختی

۸- احساسات پاک

۹- در جستجوی پاکی ها

۱۰- دیوان دلنشین شالی

۱۱- آوای یتیمی

۱۲- معصومیت جاودانه

۱۳- حقوق زن در قرآن

۱۴- خاطرات یک نوجوان

۱۵- حکایتهای دلنشین

۱۶- غزلهای دلنشین

۱۷- دوبیتی های دلنشین

۱۸- کليات دلنشين شالي

۱۹- شرحی بر عرفان نظری و عملی

--------------------------------------------------------------------------------------------

شعری ساده از اینجانب در وصف استاد دلنشین شالی

نوگل بستان شالی ، دلنشین

بلبل خوشخوان شالی ، دلنشین

نغمه هایت حرف دلهامان بوَد

فخر شهرستان شالی ، دلنشین

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

استاد علیرضا هاشمی نیا متخلص به دلنشین شالی در اول خرداد سال 1351 در شهر شال واقع در ۵۲کیلومتری قزوین در کشور ایران به دنیا آ مد .

استاد علیرضا هاشمی نیا دهه اول عمر خود را با جدیت و کوشش در امر تحصیل و نیز تفکر و پژوهش در برخی از امور از جمله عرفان نظری و عملی و توجه به امور علمی از جمله علوم پزشکی و نجوم طی کرد و با اینکه در ایام خردسالی و کودکی قرار داشت به بسیاری از امور که در دوران جوانی معمول است می پرداخت .

دهه دوم عمر وی یعنی از 10 تا 20 سالگی دوران حساستری بود . وی در این دهه به مسائلی چون پزشکی و نجوم توجه خاص داشت و در 14 سالگی به نویسندگی و شعر روی آورد و در 17 سالگی اولین کتاب خود را با عنوان نغمه های فرزند شال منتشر کرد و در 19 سالگی دومین کتاب وی با عنوان شکوفه های دلنشین شالی منتشر شد . همچنین وی در این دهه به مسئله حقوق زنان توجه جدی نشان داده و با اینکه نوجوان بود از دفاع از حقوق زنان از هیچ کوششی دریغ نمی کرد ضمن آنکه در 17 سالگی به مطبوعات روی آورد و پس از طی دوره هائی تخصصی به عنوان خبرنگار و گزارشگر در روزنامه ها و هفته نامه ها فعالیت کرد .

دهه سوم عمر وی یعنی از 20 تا 30 سالگی شامل فراز و نشیبهای بسیاری بود . وی در این دهه به عنوان یک روزنامه نگار مجرب و سردبیر ویژه نامه های مطبوعاتی فعالیتهای چشمگیری را انجام داد و همچنین به عنوان مدرس به امر تدریس پرداخت ضمن آنکه در سمت مدیر باشگاه کانگفو توآ و سرپرست تیم فوتبال به جامعه ورزشی ایران خدمات شایانی کرد .

در طول این سالها استاد علیرضا هاشمی نیا در عرصه دفاع از زنان مرحله تازه و بسیار مهمی را شروع کرد که از جمله آنها می توان به ایراد صدها مورد سخنرانی در استانهای مختلف ایران و چاپ و انتشار صدها مورد مقاله و مطلب در مطبوعات اشاره کرد وی همچنین به خاطر عشق شدیدی که به دانش آموزان استثنائی داشت ( دانش آموزان عقب مانده ذهنی – ناشنوا و نابینا ) در زمینه مدرسه سازی و حل مشکلات این قشر معصوم زحمات زیادی متحمل شد .


از جمله زحمات دیگر وی در این دهه خدمت صادقانه به عرصه صنعت و معدن کشور و حل مشکلات کارخانجات بود . استاد دلنشین شالی به خاطر علاقه ای که به زادگاهش شهر شال داشت در این سالها در جهت معرفی این شهر و رفع مظلومیت آن می کوشید . وی در سال 1380پنج اثر دیگر خود را تحت عناوین سلام بر تو ای زن – طفل خاکی و مام افلاکی – در عالم رؤیا – شرحی بر عرفان نظری و علمی و رؤیای دلنشین منتشر کرد .

استاد دلنشین شالی از سال 1381 دهه چهارم عمرش را آغاز کرده است و همچنان در عرصه های ادبیات – مطبوعات – احقاق حقوق زنان – رفع معضلات اجتماعی و فرهنگی و ...فعالیت دارد . وی در سال 1382 هشتمین اثر خود را با عنوان در حسرت خوشبختی منتشر کرد و در سال 83 نهمین اثر خود را با عنوان احساسات پاک و سپس دهمین اثر خود را با عنوان در جستجوی پاکی ها به چاپ رساند . سپس به ترتیب یازدهمین اثر خود را با عنوان دیوان دلنشین شالی - دوازدهمین اثر را با عنوان آوای یتیمی ، سیزدهمین اثر با عنوان معصومیت جاودانه ، چهاردهمین اثر با عنوان حقوق زن در قرآن و پانزدهمین اثر را با عنوان خاطرات یک نوجوان و شانزدهمین اثر خود را با عنوان حکایتهای دلنشین منتشر کرد. پس از چندی هفدهمین و هجدهمین آثار وی با عناوین غزلهای دل نشین و دوبیتیهای دل نشین منتشر شد. در بهار 1390 خورشيدي نوزدهمين اثر وي با عنوان کليات دلنشين شالي منتشر گرديد.

نیم نگاهی به زندگینامه ی پربارحضرت آیت الله حاج شیخ عبدالله عاملی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

چهره ی ماندگارشال حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالله عاملی

مرحوم حضرت آیت الله العظمی شیخ عبدالله - بن حسین بن صادق بن حسن بن عبدالله بن حسین بن حسن بن سلیمان بن شیخ شهاب الدین محمد رضا بن علی کرکی جبل عاملی – لبنانی ، در سال 1300 ه.ق در یک خانواده مذهبی وروحانی در شال دیده به جهان گشود.در اوان کودکی ابتدا پدر وپس از مدتی مادر خود را از دست داد و تحت تربیت عموی خویش مرحوم کربلایی قهرمان و عمه اش کربلایی ربابه همسر عالم جلیل القدر حاج شیخ یوسف قرار گرفت.

در اوایل نوجوانی با توجه به علاقه شدید به تحصیل علوم دینی و حوزوی ، راهی مکتب محلی شد و نزد مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمد عاملی « قدس سره » دروس مقدماتی را فراگرفت پس از چندی جهت ادامه تحصیل به شهر قزوین هجرت نمود ودر آنجا نیز سطوح عالی را به انجام رسانی سپس برای تکمیل دوره اجتهاد در سال 1325 ه.ق به شهر مقدس نجف عزیمت نمود.

در نجف اشرف دروس خارج فقه واصول را نزد مرحوم آیت الله العظمی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی « قدس سره « - صاحب عروة الوثقی – وآیت الله العظمی حجت کوه کمره ای و آیت الله العظمی شیخ علی نخجوانی « قدس سره » و دوره کوتاهی نیز نزد آخوند ملاکاظم خراسانی بهره برد و در کمتر از هشت سال به درجه اجتهاد نایل گردید.درضمن در اواخر دوره تحصیل در نجف هم ، مدتی هم مباحثه وهم حجره حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی – مؤسس حوزه علمیه قم – بوده است. ایشان همچنین در اکثر علوم عقلی ونقلی زمان خویش از جمله ؛ فقه، اصول، کلام ، فلسفه، منطق ، ریاضیات قدیمه ، علم رجال ، حدیث ، تفسیر، ادبیات .... تبحر داشته است.درسال1333 ( ه.ق ) از نجف اشرف مراجعت وتا پایان عمر در شال به تبلیغ دین ورفع مشکلات مردم پرداخت. وی در سال 1387 ( ه.ق ) مصادف با 25/4/1346 ( ه.ش )در شال دار فانی را وداع وبه دعوت حق لبیک گفت ودر صحن مسجد جامع به خاک سپرده شد.

در حال حاضر قبر ایشان – متأسفانه در سال 1359 به منظور احداث خیابان، تخریب و – بدون آثار می باشد. حضرت آیت الله حاج سید حسن موسوی شالی در قسمتی از وصیت نامه خویش این چنین آورده اند: « وصیت می کنم شما را به احیای قبر عالم جلیل القدر ، فقیه زاهد آقای حاج [ شیخ ] عبدالله که قبرش در میان جاده قرار گرفته است ، چرا که سزاوار است مقبره ای برای ایشان در نظر گرفته شودچنانچه زنده بودم و وقت مقتضی دیدم خود اقدام می کنم و اگر نتوانستم لَدَی المقتضی اقدام کنید.»

ایشان تألیفات و تقریرات زیادی داشته اند که متأسفانه در اثربی دقتی بسیاری از این آثار از بین رفته است ولی آنچه از ایشان باقی است عبارتند از :رسالاتی در باب ؛ خمس ، حج ، طهارت ، زکوة و رساله ای در باب مسایل اعتقادی وکلامی، مقتل ابا عبدالله الحسین ( ع) ، تفسیر سوره های حمد، زیتون وآیات ابتدای سوره بقره ... می باشد.

روح بلند وملکوتی اش پیوسته قرین الطاف الهی باد.!

همچنین ایشان بانی مسجدی در محله سفلی بوده اند که مدت ها به نام ایشان بوده است و بعدها این مسجد به نام مقدس صاحب الزمان ( عج ) تغییر یافته است.

وکتابخانه ای نیز به نام ایشان در این مسجد با چند هزار جلد کتاب آماده فعالیت می باشد.

منبع : وبلاگ بشارت ها

گزیده ای از ضرب المثل های شالی :

در این بخش بنا دارم در جهت پاسداشت زبان «تاتی»، به گردآوری و ارایه برخی از ضرب المثل های شیرین و نغز «تاتی» بپردازم. یادآور می شوم که این ضرب المثل ها دارای معانی و موارد استفاده خاص بوده و در پس بسیاری از آنها، حکایت و داستان شیرینی نهفته است که امیدوارم در آینده نزدیک بتوانم به بیان پاره ای از آنها بپردازم. در این باره دست یاری به سوی همه شما عزیزان دراز نموده و تقاضا دارم، چنانچه مقاله پژوهشی یا ادبی، شعر، داستان، ضرب المثل، پژوهش و هر نوع مطلب دیگری در باره «تاتی» دارید، ما و دیگردوستداران «تات» را از آن بهره مند فرمایید. خود را متعهد می دانم با رعایت امانت آنها به نام ارسال کننده درج نمایم.

یادآور می شوم، ضرب المثل های زیر به زبان « تاتی شال» می باشد.

1- وَیَه مَردنینه بیه، خُسور ای گَلِندومیه. ( عروس مُردنی بود، مرگش گردن پدر شوهر افتاد).

2- انگوره، انگوره مینه لَک اومیگره؛ همسا، همس ای مینه پند اومیگره.(انگور به انگور نگاه می کنه، می رسه؛ همسایه به همسایه نگاه می کنه، پند می گیره).

3- دُه پَر بی، همس ای سیر. (در دِه فراوانی باشه، همسایه ها سیر باشن).

4- غلاغِ جیلی اَبرارد، سیره لقمه ایش نِخورد. ( کلاغ از وقتی جوجه دار شد، لقمه سیر نخورد).

5- تِتی خوندِ کِیو عروسی، پوری خوندِ کِیو خبری نی. (در خونه دختر عروسیه، اما در خونه پسر خبری نیست).

6- آدُنیی اش جه دُنیی اش تایی. (اون دنیاش هم مثل همین دنیاش می مونه).

7- وا اِشته، شنی چِمِن دی. (باد مال تو باشه، شنه را به من بده).

8- لُیاسَ وازی اَبر مار. (مثل روباه حیله نکن).

9- دَلَه بِزه همیشه مو دومویه. (بز دَله همیشه در دام است).

10-کِلمه درختو اَبرمه. (کرم از خود درخت بیرون میاد).

11- بِراَ بِراَی رتّو مِنِکُشنده. (برادر را به جای برادر نمی کشند).

12-مَمون مِنِتونه ممونِ بینی، کیه خوند دونو. (مهمون نمی تونه مهمون را ببینه، صاحبخونه هردو را).

13-هواَی میکایی وهار هوا. (حال هوات مثل هوای بهاره).

14- زِمسون تمونا می بِه، ذغالِ دیم سیاه میمی نی. ( زمستان به پایان می رسه، روسیاهی برای ذغال می مونه).

15- چِمِن سر داوو گَپ مَزن.( موقعی که من رو شانس هستم تو حرف نزن).کنایه از این که بی موقع حرف نزن.

16- گَپ‘ گپ ماره.(حرف، حرف می‌آورد).

17- بِزَه فکرِ کُشتِ یَه، قصاب فکرِ پی.( بُز در فکر کشته شدنه، اما قصاب در فکر اینکه چربی شکم اونا چه جوری در بیاره).کنایه از این‌که یک نفر در فکر نجات خود از مشکل است و دیگری به دنبال این‌که از وضع پیش آمده بیشترین سود را ببرد.

18-تَریت یو دوولَمه یَکّی ییندَه.( تِلیت و دوولمه یکی هستند). کنایه از این که معنای دو واژه یا نتیجه دو کار یا دو روش یکی خواهد بود.

19-اگرپولی دَرده بی، شاهِ سر سِبیلو تالاره می‌زنی.(پول داشته باشی روی سبیل شاه تالار می‌سازی). کنایه از این‌که اگرپولدار باشی هر کار سختی را می‌توانی انجام بدهی.

20-دَس دَسه می شوره، آ دَس آمیگرده دیمه می شوره(دست، دست را می شوید.اون دست بر می گردد صورت را می شوید ). کنایه از حمایت وهمیاری همنوعان با یکدیگر است.

به کوشش : جعفر یعقوبی

شهر شال و حکمتهای عامیانه

شهر شال و حکمتهای عامیانه

از شاخه های ادبیات شفاهی حکمتهای عامیانه یا ضرب المثلها هستند که ریشه در فرهنگ و سنتهای دیر پای این مرز و بوم کهن دارند.

اغراق آمیز نیست اگر آنها را بسان گنجینه های ارزشمند ادوار گذشته بدانیم که پیچ و خمهای زمانه را در نور دیده و در سینه موزه گونه گرانسنگ پیر مردان و پیر زنان دریا دل آرمیده و هر آن با موجی نرم و لطیف چون روح پاکشان بر ساحل زبان به نمایش می گذراند.

ویل درانت در این خصوص می گوید : " سنن و آداب اجتماعی عبارت از خلاصه و جوهر آزمایشها و طرق عملی است که جامعه بشری به مرور زمان آنها را نیکوتر و سودمند تر تشخیص داده و از راه قانون و ناموس انتخاب طبیعی باقی مانده است. آداب اجتماعی برای اجتماع همان ثبات و پایداری را فراهم می آورد که توراث و غریزه برای نوع بشر و عادت برای افراد فراهم می آورد"(1) .

یکی از مباحث مورد توجه در فرهنگ ایران زمین بحث واژه " پیر" است این واژه کهن به علت عمق وابستگی و ریشه دار بودنش در تاریخ و فرهنگ و ادبیات دیر پای این مرز و بوم قابل تعمق و دارای اهمیت است.

این واژه به تناسب کاربرد و مفهوم دارای معانی متنوعی است و به علت اهمیت آن قبل از بیان جنبه عامیانه اش لازم است به معنی لغوی و کاربری آن اشاره ای گذرا بشود.

در لغتنامه ها واژه پیر به معنی ( سپیدموی سالخورده ,شیخ ,مراد ,مرشد ,راهنما و پیشوا معنی شده و نیز صاحب قاموس می گوید : ( پیر معروف است اشخاص پیر و سالخورده در میان عبرانیان و سایر اقوام محترم و معزیز بوده اند... جوانان در حین ورود پیران می بایست بر پا شوند ... اگر کسی نسبت به پیران بی احترامی و هتک حرمت می نمود مورد ملامت و سرزنش و محکوم به مجازات بود... و البته پیران نیز تکالیف مخصوص نسبت به جوانان داشتند که میبایست مجری دارند و حکمتی که از تجربه تحصیل شود بسیار گرانبهاست ... مقابل تکالیف کلیسا و به عبارت اخری تکالیف دولت و ملت در ایام عهد عتیق و جدید به عهده پیران موکول بوده " (2) . و نیز رجایی نجاری از نظر عرفان و تصوف می گوید ( اما پیر در اصطلاح صوفیان به معنی پیشوا و رهبری است که سالک بی مدد آن به حق واصل نمی شود و الفاظ قطب و شیخ و مراد و ولی غوث نزد صوفیه همه به همین معنی استعمال شده است ... پیر در تصوف دایره امکان و متصدی تربیت و تهذیب سالک و اتصال او به حق است.از این رو دستور اوبی چون و چرا در هر باب مطاع و مطبع است) و نیز در این کتاب برای این واژه ترکیبهای مختلفی بیان می دارد که فقط برخی از آنها را به عنوان نمونه نام می بریم : پیر مغان پیر طریقت پیر خرابات پیرانه ... حافظ می گوید : هرگز به یمن عاطفت ( پیرمی فروش )

ساغر تهی نشد زمی صاف و روشنم ... سعدی می گوید : مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان – که پیر داند مقدار روزگار

جوانی ... مولوی می گوید : من نجویم زین سپس راه اثیر – پیرجویم پیرجویم پیر پیر ... و از دیگر وجوه مورد استفاده این واژه کاربرد آن در علوم اجتماعیاست بطوری که پیر شخصی است برجسته و مشخص که در راس حرم خانواده و به مراتب طایفه و قبیله قرار دارد که اهم امور زندگی گروه اجتماعی را به عهده دارد و نمود آن در زندگی ایلاتی و قبایلی مشهودتراست بطوری که کلیه تصمیم گیریهای قبیله در اختیار این شخصیت است . راوندیدر این باره می گوید : ( امروز ساده ترین جوامع شناخته شده از خانواده های گسترده تشکیل شده که اصطلاحا ( طایفه) نامیده می شود. ساخت یا الگوی چنین جامعه هایی از روابط ناشی از رسمهای مشترک میان طایفه ها و در عین حال از روابط میان افراد متعلق به طبقاتی که کارکردهای گوناگون اجتماعی دارند ناشی می شود ... ساخت اجتماعی حتی در جوامع اینچنین ساده مانند ساخت خانواده طبیعی شکل سلسله مراتب به خود می گیرد چون تمام کودکان جوانان و پیران زنان و مردان نوعی اطاعت و احترام و محبت به پدران و مادران بیولوژیکی خود قایلند . پس اعضای طایفه ها در برابر قدرت بزرگان یعنی ( پیر مردان ) سر فرود می آورند .) 4 واما آنچه بیشتر مورد نظر در این مقال است کاربرد این واژه در ادبیات شفاهی در این منطقه است که نمونه هایی از آنها بیان می شود :

- پیر ندیری بشه برخین : اگر پیر نداری برو پیر بخر .

بیان این مثال به طور عام است یعنی هم طرف سخن می تواند یک خانواده باشد و هم یک قبیله و طایفه که نشانه اهمیت و سرنوشت ساز بودن موجودیت این شخصیت در زندگی فردی و اجتماعی این مردم است و علامه دهخدا آنرا بدین شکل بیان کرده (پیر نداری بخر). معادل آن را حکیم نظامی می گوید : ( جوان گر بداندش بود بی نظیر – نیاز آیدش هم به گفتار پیر ) و نیز سنایی می فرماید ( جز به تدبیر پیر کار مکن – پیر دانش نه پیر چر کهن ).

- پیر برکت کیه یی : پیر برکت خانه است . نشانه وجود احترام قابل ستایش و اعتقاد در حد قداست برای این شخصیت است و یا دهخدا آورده است :(پیران پیرایه ملکند). آری وجود این شخصیت از نظر معنوی منزل کانون گرم خواهد بود برای جلب توجه فرزندان با آن امکان و نیز ایجاد اتحاد و همفکری و همیت همکاری و ترویج دوستی و ایجاد محیطی امن از نظر اقتصادی و فرهنگی و غیره خواهد بود و در مثلی دیگر نیز با جمله ای دعایی می گوید :

- هیچ کیه بی پیله مبا : هیچ خانه بدون بزرگ مبادا.

منظور از بزرگ پیر و سالخورده در منزل می باشد که نشانه اهمیت و نقش او در خانه است بطوری که بدون او خانه منجر به انحطاط از هم پاشیدگی خواهد شد و در جایی دیگر در مثلی برای نشان دادن تفاوت روحیه پیر و جوان گفته می شود :

- پیر مرس دا خر برخینی  جوون مرس دا زنیه بخوازی : پیر را نفرست برای خریدن حمار و جوان را برای گرفتن زن نفرست.

در این مثال تصویری از زندگی روستایی و عشیره انمایان است بطوری که نقش پیر و جوان و تناسب روحیات هر کدام و کاربرد کلمات به نسبت مورد استفاده در آنها به چشم می خورد بدین صورت که روحیه پیر در زمان کهولت آرام و متین است او را دارای تجربه کافی در همسر گزینی نمی داند و به علت ناپختگی شرایط انتخاب همسر خوب را نمی داند و به سادگی فریب ظواهر خواهد شد و این مثل گویای نوع فرهنگ حاکم در این محل نیز خواهد بود که از جمله شرایط انتخاب همسر اصالت خانوادگی و نجابت مورد نظر بوده که تشخیص آن هم توسط بزرگ خانواده خواهد بود و حتی گاهی پیش می آمده که پسر و دختر تا شب عروسی نمی توانستند همدیگر را ببینند یا ملاقاتی داشته باشند و این موضوع را که برای خود یک ارزش می دانستند و در جای دیگر برای ترجیه دادن توان پیر بر توان جوان می گویند :

- دو کندو ابر مه : دود از کنده در می آید یا بقولی دود از کنده بر می آید . یعنی همانطور که تنه درخت قدرت و استقامت بیشتری نسبت به شاخ و برگ دارد پیران نیز دارای توان و استقامت و کارایی بیشتری نسبت به جوانان هستند و در این زمینه شعر عامیانه ای وجود دارد که خالی از لطف نیست : ( پیریم یو میلرزم – و به اندازه صد جوان ارزش دارم ) و در مثلی دیگر برای نشان دادن اهمیت و نقش تجربه در زندگی گفته می شود :

- موم آسیو اسبی نیرده :موهایم را در آسیاب سفید نکرده ام . این مثل گویای گذشت ایام و همراهی آن با شکستها و پیروزیها و غمها و شادیهای مختلف که هر کدام می تواند برای انسان باری از تجربه باشد و مثلی با همین مضمون است که : ( آنچه جوان در آینه بیند پیر درخشت خام بیند ) و یا در جای دیگر است که وقتی حرمت پیر توسط جوان رعایت نمی شود گفته می شود :

- پیلو خوردیک مون بکته : بزرگ و کوچک از میان رفته . یا با بیانی دیگر : - پیلو خورد یک مون بکته : معتی بزرگ و کوچک را نمی داند . این مثل نیز حالت معترضانه ای است . که از جانب پیران و تجربه دیدگان را می رساند . انچه در این مقاله اشاره شده دیدگاه فرهنگ عامه است بخصوص فرهنگ تاتی شالی است که شمه ای از آن را به عنوان نمونه بیان گردیده و پر واضح است که از نظر آیینها و فرهنگهای مختلف دارای وسعت بیشتر و گسترده تری خواهد بود.

توضیح : آنچه آمد جنبه مثبت است که جنبه منفی آن نیز جای بحث دیگری است.

وای از آن پیران طفل نا ادب – گشته از قوت بلای هر سبب

(شال و میهمان نوازی در آینه ی ضرب المثل )

ضرب المثل که یکی از شاخه های ادبیات شفاهی در کلیه شیون زندگی انسانی به تناسب زبان و فرهنگ خواص هر منطقه نقش داشته و دارد و به عنوان دلیل و حجت کلام گوینده می آید.

زبان شالی که یکی از لهجه های تاتی است ضمن تکیه بر فرهنگ غنی و سترگ زبان فارسی بخصوص زبان و فرهنگ تاتی خود نیز دارای فرهنگ و لهجه ای مشخص می باشد که این خود نشانه ای است قوی برای فرهنگ و زبان ملی ایران بزرگ.

از جمله مباحث قابل توجه در ضرب المثلهای این زبان موضوع مهمان نوازی است که نشانه خصوصیات بارز نوع دوستی و اهمیت اشتیاق به هم زیستی این مردم است به طور مثال : از ضرب المثل ذیل گفته می شود :

- خودش کیو نی کیش کو کیو یی : به معنی خودش خانه نیست ( مرد خانه ) خانه اش که خانه است ؟

از جمله مسایل قابل توجه در این مثل لحن کلام است که آمیزه ای از پرسشگونه تعجب آمیز خرسندانه و با این مفهوم ( حال که آشنایی و کار داری پس چرا وارد منزل نمی شوی ) و نیز علاوه بر گویای مثل مهمان نوازی است خصوصیت همه چیز زنان مرد صفت است که نر نبود مردان خانه در امنیت کامل می باشد و این ضرب المثل در جواب مهمان تازه وارد که خسته و از راه رسیده و با توجه به زمان قدمت مثل و عدم امکانات در خارج از منزل و تردید مهمان در ورود به منزل توسط کد بانوی خانه بیان می شود که پس از راهنمایی مهمان به منزل مردی از همسایه یا بستگان را نیز دعوت می کند برای مصاحبت یا مهمان و خود نیز شروع به پذیرایی می کند تا شویش برگردد.

البته این مثل تعبیر دیگری نیز دارد و آن جوابی است که میهمان به میزبان می دهد و زمانی که صاحب خانه مایل به ورود کسی به خانه اش نیست و می خواهد میهمان را دست به سر کند گفته می شود.

- آدمی ممون را چش جی منکونه : انسان برای میهمان هیچگونه مضایقه و چشم پوشی         نمی کند.این مثل نیز ضمن این که مکمل مثل بالاست توجه و اهمیت دادن به این خوی پسندیده و ضمن تشویق دیگران به این کار از هیچگونه امکانات مضایقه نداشته و جشم پوشی ندارد و این مثل وقتی به کار می رود که کسی به این کار کم اهمیت باشد و نیز حالت تعارض می کند.

- ممون که بومه روزیش پرونو مه : یعنی میهمان که بیاید روزیش جلون=تر از او می آید. این اعتقاد نشانه ای دیگر از توجه این مردم به نوع دوستی و ترویج فرهنگ اعتقاد به پر خیر و برکت بودن قدم میهمان است و معمولا این مثل در جواب و تشویق افرادی ست که از هزینه آن واهمه دارند.

- کیوند و هر چی بی - ممون هر کی بی : در خانه هر چه باشد میهمان هر که باشد .

این مثل یک زاویه دید دیگری نیز به این کار خدا پسندانه و ارزشمند می گشاید و آن وسعت دید و عدم تفکیک خودی و غیر خودی اصطلاحات دیگر نظیر :

شما نمک پرورده مو : نمک پرورده شماییم . یا – بخور نمک ندیره : بخور نمک ندارد . و قسم خوردن و یا قسم دادن به نان و نمک و غیره که شیوه ای از زندگی عیاران را تداعی می نماید و نیز از این مثالها و اصطلاحات نشانه هایی از عدم توجه به زندگی پر زرق و برق و تجمل پرستی در قالب آمیز پوچ و بی معنی و ظاهر سازیهای بیهوده به چشم نمی خورد و زندگی ست که آکنده از صمیمیت و سادگی و بدون وابستگی به ... مصنوعی است در این زندگی همه چیز طبیعی است و دریغ کردن از کردن از میهمان نیز جایز نمی باشد و گویاتر از آن مثال ذیل است و در جواب کسی که تمایل به میهمان شدن ندارد آورده می شود :

- آویش خیلیا میروم : آبش را زیاد میکنیم . تعبیرش این است که ترسی از به خرج افتادن ما نداشته باش برایت سرمایه گذاری نمی کنیم غذا آبگوشت است ... خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

- ممون حبیب خده : میهمان حبیب خداست . این مثل هم در فارسی و هم در زبان شالی وجود دارد که مطابق ضرب المثلهای گذشته بیان کننده گرامی داشتن و ارزش نهادن به این خوی پسندیده است و نیز در تعارفات و خوش و بش هایی که با هم به عمل می آورند از مثالهای ذیل استفاده می کنند.

- بیخ کیه شمایی  پرو کیه چما : یعنی بالای خانه از آن شماست و جلوی خانه از آن ماست.که معمولا در جواب کسی که از مسیر طولانی به محل آمده و از زیاد ماندن اظهارشرمندگی دارد آورده می شود و با ذیل که با بیاناتی دیگر که همان معنا و مضمون را داراست :

- تشک کیه شما  بیخ بارش چما : یعنی آنچه با ارزش است از آن شما باشد بقیه اش از آن ما . آنچه بیان شد قطره از دریای بیکران ادبیات این مرز و بوم است که ریشه در فرهنگ و آداب و رسوم مردان و زنان با سخاوت و انسان دوست میهن عزیزمان است که برای هر یک از این مثالها باری عظیم از خاطرات بر دوش میکشد و هر کدام این ها بسان دری گرانبها و تابلویی رنگا رنگ از ایامی دور و نزدیک دارد که نیاز به همت جستن و یافتن و نمایش گذاشتن و طبعا این وظیفه من و شما است برای شناختن و شناساندن آنها به دیگران است باشد که اینگونه باشد.

" شال و روابط اجتماعی در آینه ضرب المثل"

ضرب المثل ها راویان و حکایتگران راستین تاریخ پر افتخار و زرین این مرز و بومند.

و نیز کتابی هستند ارزشمند که مملو از بار احساسات و عواطف و خلق و خوی انسانی و تشویق درک متقابل همنوع بین اقوام مختلفی که در یک گستره بزرگی به نام ایران زمین از خوان نعمت خداوندی بهره مند بوده و هم زیستی دارند.

سرزمینی که مهد احساس است و عشق و ایجاد ارتباط از طریق حس نامریی با طبیعت و هر آنچه با او زندگی می کند . و زاده او عاشق زیباییهای آن و ایجاد خلاقیت های هنری و درک صعود به سوی عشق مطلق است.

چرا که ذهن فرزند ایرانی پرورش یافته از عواطف مادران و بزرگ مادرانی است که چون چشمه ای زلال با آوای لالای و مثلها و داستانها ترنم هایی که به نرمی ابرهای آسمانی بر زلالی روح فرزند دلبندش دمیده است و لاجرم او تازه است با او و خاطراتش زنده خواهد بود. به همین خاطر است که طی دوران مختلف با تهاجمات فرهنگی متفاوت در امان مانده و در اختیار ما قرار می گیرد و اما این بار بر آنیم که شمه ای دیگر از خصوصیات نیکوی این نیک سرشتان را معرفی می نمایم.

- دس دس میشوره  دس آمیگرده  دیم میشوره : دست دست را می شوید و دست نیز به طبع صورت را می شوید .

قیاسی است بسیار زیبا بین اعضای بدن و پیکره جامعه و از این قیاس شعر بیاد ماندنی شاعر

شیرین سخن سعدی خواهیم افتاده که کی گوید : " بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند " دلیل محکمی است بر اشتیاق و علاقه این مردم به همدلی و هم زیستی .

مشابهت دادن اعضای بدن به جامعه که برای ادامه حیاط نیازمند وابستگی و ارتباط همفکری.

و هم یاری بین آنها است . و با بیانی دیگر که مکمل همین مثل است برای تشویق به بهره گیری از تجربیات یکدیگرن می گوید :

- انگور انگور مینه لک او میگره   همسا همسه مینه فن اومیگره : انگور شیرین شدنش را از انگور دیگر می گیرد و همسایه هم از فنون و تجربیات همسایه یاد می گیرد.

این ضرب المثل برای بیان منظور خود از طبیعت و از محیطی که با آن سر و کار دارند کمک می گیرند و او را صاحب احساس می تواند. و او بهتر و زیباتر از طبیعت می تواند چرا که او از موهبت عقل بهره مند است و روشن است که هیچ رشد علمی که تجربی یا نظری یا فنی یکباره بوبو دنیامده بلکه همه از تجربیات متفکرین و دانشمندان گذشته استفاده کرده و بهره گرفته اند تا بتوانند به مرحله جدیدی از دانش دست پیدا کنند و از آن طریق خدمتی به جامعه بشری بکنند مثل فوق گویای مطلب دیگری نیز هست و آن استفاده از کلمه انگور است که این موضوع ارتباط و هم سخنی که بین انگور و محل نشود نمای ضرب المثل وجود دارد که نشانه اصالت ضرب المثل و ارتباط تاریخی تاتها و کشت بوته انگور است .

- گندم جارو میشو یو جار   یو جارو میشو گندم جار : از گندم زار به جوازار می رود و از جوازار به گندم زار می رود.

این ضرب المثل نیز مانند مثال گذشته حاوی چن نکته مهم بسیار جالب توجه است یکیا بهام آمیز و رمز آلود و کنایی بودن آن است چنانچه کسی با محیط کار و کنایات زبانی آشنایی مداشته باشه برایش نا مفهوم و گنگ خواهد بود.و لذا به شرح توضیح ناز دارد.و دیگر اینکه از گندم و جو به عنوان دو شیئی هم قرینه استفاده شده و برای اختصار کلام و وزن و شیوایی دو جمله و گویایی موضوع برای اهل این زبان فتعل حذف شده و فاعل در این دو جمله اخشام است که برای کشاورز تفاوتی نمی کند که در محل کشت گندم مشغول مشغول چرا باشه یا به محل کشت جو برود. و دیگر اینکه وجود تناسب و تناظر بین دو همسایه و یا که در محل کشت گندم مشغول چرا یا به محل کشت جو برود.و دیگر اینکه وجود تناسب و تناظر بین دو همسایه و یا دو مزرعه با دو نوع کشت هم قرینه و در دو جمله موزون و ساده و پر مغز را هنرمندانه به هم تنیده و پیکره ضرب امثل را تشکیل داده که در آن حسن ارتباط و تفاهم و همزیستی و گذشت و فداکاری موج موج می زند و شیوه درست زیستن را به متمدنین زمانه می آموزد.

- جه دسو اوندی   جه دسو او گر : با دستی بده و یا دستی بگیر.

ضرب المثل فوق مانند مثالهای گذشته از تشابه اعضای بدن و جامعه بهره گیری کرد . و اعضای جامعه را مانند دو دست یک پیکر می داند و با جمله مرکب امری هدیه دادن و هدیه گرفتن را به خصوص مقدم دانستن دهنده هدیه.

را در جامعه ترویج میکند. و با اطمینان خاطر امر میکند که دادن هدیه منجر به گرفتن آن خواهد شد و این مثل مصداق این شعر است (( تو نیکی می کنی در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز )) و به طبع این امر همراه است با عواطف انسانی و ایجاد روح گذشت و فداکاری در جامعه است . در ضمن از مثل فوق موضوع دیگری نیز قابل فهم است . و آن اینکه چون جمله به طور عام بیان شده و بدون مفعول است مورد داد و ستد هم می تواند جنبه مثبت داشته باشد و همجنبه منفی که در هر دو صورت هر عملی می تواند در جامعه دارای عکس العمل باشد و چه زیبا مولانا این موضوع را در مثنوی معنوی بیان فرموده :(( این جهان کوه است و فعل ماندا --- سوی ما آید نداها را صدا )) و باز در همین زمینه مثال دیگری نیز هست که گفته می شود :

- هر چی بیکراش  همی آیی می چینی : هر چه بکاری همان را درو خواهی کرد.

- در این مثال به زراعتی تشبیه شده که انسان زراع و عمل و کار او تخمی است که او می کارد و طبعا همانرا نیز درو خواهد کرد و سعدی شیراز نیز با همین مفهوم می فرماید :(( از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو )) و در جای دیگر برای قرضون فرضون مون بکته ؟ : مگه بده بستان از میان رفته ؟

در واقع این مثل در جواب افرادی است که روابط با مردم و داد و ستد با آنها سرباز می زنند و یا کم اهمیت هستند و یا از حسن این عمل پسندیده بی خبرند و از لزوم اشتراک مساعی که رفع نیازها از ضروریات رشد و تکامل جامعه است اطلاع ندارند و با این مفهوم که تعاون و همکاری و برای مردم امری ضروری است آنرا بصورت پرسش و عدم انجامش را با تعجب بیان کرده و از میان رفتن آنرا بعید و غیر ممکن می داند. و یا در جای دیگر بصورت دعا گفته می شود :

- دوه پر بی   همسا سیر : خوب است . ده پر باشد و همسایه سیر.

این مثل نوعی دعا است برای همنوع و همه افرادی که با او زندگی می کنند و این نشانه وسعت نظر و غایت رشد اخلاق اجتماعی است آگاه ازاینکه بدون رفاه و تمکن عمومی داشته های او برایش لذت بخش نخواهد بود و لذا رفاه و آسایش را همراه با دیگران می خواهد بدون آسایش دیگران رفاه برایش بی معنی است.

آنچه بیان شد گوشه ای کوچک از خصوصیات والا و ارزشمند این خطه از میهن عزیزمان است به امید شناسایی بهتر و معروفی بیشتر – والسلام.

"با تشکر از گردآورنده این مطلب آقای غلامی"

سیمای تاریخی شهر شال

در ابتدای حکومت صفوی که از منطقه جبل العامل مبلغین مذهبی به ایران دعوت شدند شال یکی از مناطقی بود که میزبان مبلغین مذهبی شد و حمایت آنها را پذیرفت.

وجود خانواده های شیخ سلیمانی و موسوی و عاملی دلیلی بر این مدعاست.

گویش مردم شال تحت عنوان زبان تاتي بعنوان يك زبان ديرين و كهن نشان از قدمت تاريخي آن دارد چنانكه قديمي ترين نبشته اي كه از پارس بدست آمده نامه ايست به خط عبري كه در سال 1900م در نزديكي هاي ختن يافت شد. زبان تاتي را از جمله زبان هاي جنوب باختري به شمار آورده است. زبان تاتي كه حتي قبل از اسلام بنا به نظر زبان شناسان به زبان قديمي اقوام « ماد » مي رسد توجه بسياري از محققين و پژوهشگران و حتي شرق شناسان را به خود بر انگيخته است آثار تاريخي متعدد ديگر همچون ميله لك لك ،بازار ،تپه ها و قلعه هاي تاريخي ،آب انبارها ،يخچال ها و مساجد نشان از اثر تاريخي شال دارد كه متاسفانه بسياري از اين آثار در گذر زمان و بر اثر بي توجهي از بين رفته است.

نمای مسجد جامع و گلزار شهداء از آثار ماندگار تاريخي - مذهبي شال قلعه تاريخي در روستاي خير آباد بخش شال مربوط به دوره ي اواخر قاجاريه و اوايل پهلوي اول ساخته شده توسط نوادگان شاهان قجري

منبع: http://shalhistory.blogfa.com/