سروده آیت الله موسوی شالی درباره حضرت زهرا(س)
السلام ای مادر ابرارها --- ای شکسته دل از آن غدارها
السلام ای مادر خونین جگر --- مادر محجوره از مرگ پدر
بهر چه آتش زدنددرب تو را --- می نبودی یکنفر گوید چرا؟
بهر چه بشکسته شدبازوی تو --- بهر چه سیلی زدندی روی تو
صورتت نیلی شدی آخر چرا؟ --- بستری کردند تورا زین ماجرا
تومگر دختر نبوت نی بودی --- که اینچنین بی حرمتی از تو شدی
هل اتی در شان تو نامد مگر --- که چنین گشتی اسیر فتنه گر
از چه رو با توچنین رفتار شد --- باجسارت آنچنان گفتارشد
گفت دست بردار از این گفتار دون --- می کشیم این بیت را با خاک وخون
یا که گفت این بیت را آتش زنم --- احترام خانه تان را می برم
تو مگر تنها مدافع بوده ای --- از ولایت تا که سیلی خورده ا ی
"شالی" آمد بردرت با صد سلام --- چون سلام آمد همی خیرالکلام
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:21 توسط شهرشال
|