السلام ای مادر ابرارها --- ای شکسته دل از آن غدارها

السلام ای مادر خونین جگر --- مادر محجوره از مرگ پدر

بهر چه آتش زدنددرب تو را --- می نبودی یکنفر گوید چرا؟

بهر چه بشکسته شدبازوی تو --- بهر چه سیلی زدندی روی تو

صورتت نیلی شدی آخر چرا؟ ---  بستری کردند تورا زین ماجرا

تومگر دختر نبوت نی بودی ---  که اینچنین بی حرمتی از تو شدی

هل اتی در شان تو نامد مگر --- که چنین گشتی اسیر فتنه گر

از چه رو با توچنین رفتار شد --- باجسارت آنچنان گفتارشد

گفت دست بردار از این گفتار دون --- می کشیم این بیت را با خاک وخون

یا که گفت این بیت را آتش زنم --- احترام خانه تان را می برم

تو مگر تنها مدافع بوده ای --- از ولایت تا که سیلی خورده ا ی

"شالی" آمد بردرت با صد سلام --- چون سلام آمد همی خیرالکلام