شهادت نردبام آسمان بود - چرا برداشتند این نردبام را - چرا بستند راه آسمان را ؟
بسم رب الشهدا والصدیقین. (هر کس طلب کرد یافت مرا و هرکس یافت مرا، مرا شناخت و هر کس شناخت مرا به من عشق ورزید و هر کس به من عشق بورزد، من نیز به او عشق مىورزم و هر کس که من به او عشق بورزم مىکشم او را و اگر من او را کشتم، دیهاش بر من واجب مىشود و دیهاش خودم هستم). (حدیث قدسى).گواهى مىدهم که خدا یکى است و شریک و همتایى ندارد و محمد رسول الله (ص) فرستاده خداست و على، ولى خداست و وصى رسول است و یازده فرزندش جانشین او مىباشند و آخرینشان که حضرت مهدى است، زنده و امام زمان ماست و خمینى رهبر ماست.با درود بر منجى عالم بشریت، حضرت مهدى ـ ارواحنا روى له الفداه ـ و نایب دشمن شکنش، امام خمینى، این قلب تپنده مسلمین، یا بهتر بگویم: تمامى مستضعفین جهان.و با سلام بر تمامى شهیدان راه حق و حقیقت و با درود و سلام بر رزمندگان پر توان اسلام، آن زاهدان شب و شیران روز. و با سلام و درود بر معلولین و مجروحین جنگ تحمیلى و با درود و سلام بر کسانى که در راه پیشرفت اسلام و مسلمین خالصانه و فقط براى خدا کوشش مىکنند و به خاطر کوششان جز از خدا از کس دیگر طلب اجر نمىکنند.شکر، خدا را که بر من منت گذاشت و این توفیق بزرگ را نصیب کرد و مرا در این زمان خلق نمود تا بتوانم به نداى ((هل من ناصر ینصرنى)) حسین زمان لبیک بگویم و به یاریش بشتابم و خون ناچیزم را در راه رشد درخت تنومند اسلام که دشمنان قصد خشکاندن ریشهاش را دارند، بریزم و با این کار هم قطرهاى بر دریاى بیکران خون جوانان عزیز که آنان نیز خونشان را در پاى این درخت مىریزند و هم اینک شاید بتوانم شکر نعمتهاى خداوند، به خصوص نعمت خلقتم در این زمان را به جاى آورم.اى مردم! قدر زمان خود را بدانید که بهترین زمان براى برداشت توشهاى براى آخرت است و زمینه فراهم آوردن انواع و اقسام توشهها موجود است.اى مردم! هیچگاه به وسیله وسوسههاى دشمنان، دست از امام امت برندارید که مانند گلهاى بدون چوپان در بیابان خطرناکى رها خواهید شد و تازه مىفهمید که چه نعمتى را از دست دادهاید و در آن موقع پشیمانى سودى ندارد و هیچگاه دست از روحانیت اصیل برندارید که اینان راهنمایان راه بشریتند و همیشه در طول تاریخ روحانیت بوده است که دست انسانها را در تاریکیها گرفته و به ساحل خوشبختى رساندهاند.هیچگاه دست از روحانیت بر نداشته، به ریسمان خداوند بچسبید و نیرو و انرژى خود را به جاى سرکوب کردن یکدیگر در راه اصلاح جامعهتان مصرف نمایید که تفرقه باعث متلاشى شدن جامعه مىگردد. فقط به یکدیگر انتقاد نکنید بلکه همراه با انتقاد، پیشنهاد سازنده هم داشته باشید.برادران عزیز! هیچگاه دست از نماز جماعت و نماز اول وقت برندارید و مسجدهایتان را خالى نگذارید که رهبر کبیرمان فرموده است: (مسجد سنگر است و سنگرها را حفظ نمایید.)پس این سنگرى که کمتر از سنگر جبهههاىخط مقدم نیست، خالى نگذارید که اگر نیتهایتان خالص براى خدا باشد، اجرتان کمتر از آنها نیست.برادران عزیز! ما رفتیم تا راه حسین را ادامه دهیم و انشاًا... شما نیز چنین خواهید کرد.هیچگاه جبهههاى نبرد را فراموش نکنید و به فرمان امام اگر مىتوانید، شما نیز در پشت جبهه خدمت کنید چون که دین و عزت و شرفمان به این جنگ بستگى دارد.اى مردم حزبالله، شما مردم غیور و مبارزى هستید که چه از اول جنگ در خطوط مقدم و چه در پشت جبههها، امتحان خود را دادهاید و نامتان اولا، در دفتر الهى ثبت شده است و ثانیا، در این زمینه هم نامتان را به نیکى یاد مىکنند.اى هم شاگردیهاى عزیز! اول اینکه، خوب درس بخوانید و فقط براى خدا بخوانید. آن درسى به درد مىخورد که همراه با تزکیه باشد و تزکیه مقدم بر تعلیم است. قرآن نیز مىفرماید: شما آیندگان جامعه هستید.اى عموهاى عزیزم! من خیلى کوچکتر از آنم که بتوانم به شما پیام بدهم ولى این وظیفهاى بود که مىبایست، انجام بدهم و به شما بگویم که بعد از پدر بزرگوارم شما بزرگواران هستید که باید این مردم را رهبرى کنید و به پیش برید و به درد و مشکلاتشان رسیدگى کنید و دیگر اینکه از شما مىخواهم که از مردم بخواهید که دست از امام امت برندارند و مرا حلال کنند.و چند کلمهاى نیز با برادرم و اى برادران عزیز! چون شما بیشتر به جزئیات و مسائل مردم آشنا هستید حتىالامکان جاى پدر بزرگوارمان را در میان مردم بگیرید، با مردم پدرگونه عمل کنید.و اما چند کلمهاى نیز با مادرم درد دل کنم اى مادر عزیزم! مىدانم تو غیر از من داغ همسر را نیز دیدهاى. همسرى که هم خدا و هم خلق خدا او را دوست داشتند ولى اکنون خداوند تو را در بوته آزمایش قرار داده است. همسر و فرزند، امانت خدا نزد شما بودند که خداوند آنها را گرفت. پس بهتر است، راضى به رضاى خدا باشى و براى من گریه نکنى و اگر مىخواهى گریه کنى براى مظلومیت امام حسین (ع) گریه کن. چون واقعا امام حسین (ع) را مظلومانه شهید کردند.مادرم! امیدوارم که شیر پاکت را حلالم کنى و اگر ناراحتت کردم مرا ببخشى و مسئله دیگرى که مىخواستم در پایان به شما بگویم، این است که هر کس از دست من ناراحت است، مرا ببخشد و مرا حلال کند و اگر طلبى از بنده دارد طلبش را بگیرد. والسلام.سید موسی موسوی